فیلتر شد
خوشبختانه این وبلاگ فیلتر شد. خوشحالیم كه خاری شدیم در چشم كودتا گران
به دو شماره بالا تر برید
تبلیغات همین طور که در شهر می گشتم در تمامی چهارراه ها و میادین بنرهای بزرگی بود از آقای خامنه ای خندان و تبلیغ سال همت مضاعف و.. . وناگهان به این فکر افتادم که بعضی محصولا ت شرکتها که رو دستشون می مونه و باد می کنه آنقدر تبلیغش می کنن تا بلاخره فروش بره، حالا شده حکایت این آقا . که رو دستشون مونده و مجبورن با این همه تبلیغات گسترده اونو به مردم بقبولونن.
عزت زیاد . سبز باشید
بابا اینا دیگه کیه، به خودیا هم رحم نمی کنن .
بله دیگه وقتی پای منافع بیاد وسط از این بهتر نمی شه.
در توضیح علت فیلترینگِ سایت اصولگرایان مجلس شرای اسلامی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این فیلتر شدن را سوء مدیریت و درج و انتشار مطالبی "ناسازگار با ادب و اخلاق" در آن سایت ذکر کرد.
لازم به ذکر است طی چند روز گذشته، سایت اصولگرایان مجلس شورای اسلامی، توسط مقامات دولت، فیلتر و از دسترس کاربرانِ داخل کشور خارج شد.

علی مزروعی: مردمی که در روز 25 خرداد ماه با نمادهای سبز و شعار های " رای من کجاست؟" و "رای مرا پس بده " از میدان امام حسین تا میدان آزادی را پرکردند و راه پیمودند و صدای اعتراضشان شنیده نشد ، جنبشی مدنی و سبزی را بنیان نهادند که به رغم اعمال سیاست سرکوب و ارعاب از سوی حاکمیت در همه روزهای پس از آن فعال بود و فراز و نشیب هایی را پیمود و البته به زعم حاکمیت بدلیل سیاست های اعمال شده هم اکنون بساط این جنبش جمع و از نفس افتاده است !
متاسفانه از همان روز اولی که این جنبش اعتراضی براه افتاد حاکمیت و به ویژه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و قضایی بجای آنکه به درک و شناخت درست و واقعی از این جنبش و افراد درگیر و شرکت کننده در آن برآیند برپایه سناریوسازی های ذهنی قبلی و توهم توطئه به برچسب زنی از نوع " انقلاب مخملی " و " براندازی نرم " و ... نسبت به این حرکت پرداختند و بر همین پایه هم دست به بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مطبوعاتی و اجتماعی زدند و سیاست سرکوب و ارعاب را در مقابله با جنبش در پیش گرفتند و مسیری را پیمودند که جز آبرو ریزی و مشروعیت زدایی از نظام حاصلی نداشته است و اینکه حاکمیت فکر و تبلیغ می کند که پیروز شده است نیز ناشی از همان عدم شناخت و درک واقعی این جنبش می شود و البته در کوتاه مدت ممکن است این چنین باشد!
برای درک و شناخت واقعی « ماهیت جنبش سبز » تاکنون تحلیل ها و دیدگاههای بسیاری ارائه شده است که می تواند حاکمیت را در این باره یاری رساند اما ممکن است که همه اینها از نظر حاکمیت مسئله دار و بی اعتبار باشد ولی راهی وجود دارد که به بهترین نوع و پایه برای شناخت درست این جنبش توسط حاکمیت است و انجام آنهم فقط توسط حاکمیت میسر است و امیدوارم که این راه مورد استفاده قرار گیرد تا « ماهیت جنبش سبز » به واقعی ترین وجه برای حاکمیت شناخته شده و کمکی برای حل و فصل منازعه سیاسی جاری درکشور باشد . برپایه اخبار منتشره نزدیک به 20 هزار نفر پس از انتخابات 22 خرداد و در رابطه با جنبش اعتراضی سبز بازداشت و زندانی شدند .
تعدادی از اینان افراد شناخته شده سیاسی و روزنامه نگار و فعالان اجتماعی بودند که با شناسایی و تصمیم قبلی بازداشت و زندانی شدند اما بیش از 90 درصد اینان افرادی بودند که از کف خیابانها و تصادفی در مناسبت ها و مواقع مختلف دستگیر و زندانی شدند و هیچگونه پیوند تشکیلاتی و غیره بین اینان وجود نداشته جز همراهی با جنبش سبز ، حال اگر یک کار آماری روی کل این افراد صورت گیرد از نظر ترکیب سنی و جنسی ، وضعیت تحصیلی ، شغلی و ... و دلیل همراهی شان با جنبش سبز ، آنگاه براحتی می توان به « ماهیت جنبش سبز » پی برد و اینکه اینان که به خیابان آمدند که بودند ؟ و چه می خواستند ؟ نمی دانم درگیر بودن نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی با حوادث پس از انتخابات و غلبه نگرش های خاص در این نهادها چقدر فرصت برای آنها در این باره نهاده است اما نگاه علمی و کارشناسی نسبت به پدیده های اجتماعی انجام چنین کاری را الزامی می کند و هرچند بنظر نویسنده اصل بازداشت ها و دستگیری ها و وقایع داخل زندانها و دادگاهها انطباق چندانی با قوانین جاری در کشور ندارد اما لااقل در قبال هزینه سنگینی که از اعتبار و آبروی نظام در این باره پرداخته شد با انجام اینکار آماری فائده بزرگی نصیب حاکمیت می شد و آن اینکه شناخت درست و واقعی از جنبش و افراد شرکت کننده در آن بدست اورد و با توجه با این شناخت در تعامل با جنبش برنامه ریزی و سیاستگزاری کند .
لازم به یادآوری است که مواضع نویسنده درباره حوادث و وقایع پس از انتخابات روشن و در قالب نوشته هایم ارائه شده است و همواره بر این موضوع پای فشرده ام که بنده و دوستانم خواهان بقای نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم اما تحقق این خواسته لوازم و مقتضیاتی دارد که حاکمیت باید بدانها توجه و التزام داشته باشد و در شرایط کنونی یکی از این لوازم و مقتضیات شناخت درست و واقعی جنبش سبز و مطالبات آن است . انجام یک پژوهش آماری بر روی زندانیان جنبش سبز ، که اطلاعاتش بطور انحصاری در اختیار حاکمیت است ، بهترین آئینه برای بازنمایی واقعیت این جنبش است و عقل حکومتداری حکم می کند که بجای تشکیل دادگاههای نمایشی و صدور احکام از پیش تعیین شده و وثیقه های سنگین و اذیت و آزار خانواده زندانیان از فرصت زندانی شدن این افراد برای شناخت این جنبش و مطالبات آن و آنچه زیر پوست جامعه ما می گذرد ، استفاده شود .
اینکه تصور شود با ضرب و زور و زندان و ... می توان معترضان را ساکت و نارضایتی های ناشی از ناکارآمدی مفرط دولت را لاپوشانی کرد تصور باطلی آنهم در این دوره و زمانه است . راه بقای نظام در شناخت درست علل اعتراض و نارضایتی حادث و پاسخگوی مناسب و اقناعی به آنهاست و پیمودن هر راهی جز این به بیراهه رفتن و از جیب دین و نظام هزینه کردن است که سرانجام آن نیز معلوم نیست . امیدوارم که انجام این پیشنهاد تحقیقی موثر افتد و نهادهای درگیر یکبارهم شده از در وارد خانه شوند که این توصیه خداوندی است که ادخلواالبیوت من بابها !
بر اساس گزارش های ارسالی به جرس، جمعی از فعالان ملی- مذهبی که شخصیت هایی چون مهندس عزت الله سحابی، دکتر حبیب الله پیمان، محمد بستهنگار، دکتر ناصر رفیعی، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، محمدی اردهالی، خانمها مرضیه مرتاضی، گلبابایی (اشکوری) و... در میان آنها حضور داشتند، در دیداری که با فرزندان و خانوادۀ آیت الله منتظری داشتند، برخی سجایای اخلاقی معظم له، چون سادگی، فروتنی، شجاعت و پایداری وی را به نیکی یاد کرده و اظهار امیدواری نمودند که میراث فکریِ ایشان- به ویژه نظراتی که در دفاع از حقوق مردم و آزادی و دموکراسی مطرح نمودهاند- همچنان از سوی بازماندگان و همفکران ایشان گسترش و تداوم یابد.
در این دیدار همچنین فرزندان آیتالله منتظری، ضمن بیان سختگیریهای دامنه داری که برای تداوم فعالیتهای دفتر ایشان وجود دارد، ابراز امیدواری نمودند که با دفتر و بیت آیتالله منتظری نیز همانند دیگر مراجع درگذشته برخورد شود.
بازماندگان آیتالله منتظری همچنین خاطرنشان نمودند "ایشان در آخرین روز کلاس درس خود برای شاگردانشان که پنج روز قبل از درگذشتشان تشکیل شده بود، همچون همیشه از آزادیها به ویژه آزادی زندانیان و حقوق آنها دفاع کرده و به طرح یک نظریه فقهی بسیار مهم پرداختند؛ مبنی بر اینکه "حفظ نظام واجب مقدمهای است نه واجب نفسی. یعنی رعایت مصلحت و حفظ نظام برای پاسداشت ارزشهای دینی است و نظام به خودی خود اصالتی ندارد."
در ادامه دیدار فوق، فعالان ملی- مذهبی از نقش همسرِ مکرمۀ آیتالله منتظری که یک عمر تمام مشکلات و گرفتاریهای وارده و همچنین داغ فرزند و حصر و فشار همسر و... را تحمل نموده بودند را به نیکی یاد کرده و موفقیتهای آیتالله منتظری را مرهون همدلی و همیاری ایشان دانستند.
فعالان ملی- مذهبی، همچنین دیداری نیز با مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتمادملی و از رهبران جنبش اصلاحات داشتند و از صداقت و شجاعتِ مهدی کروبی و اینکه ایشان علیرغم جسارت قابل احترامشان، همیشه در چارچوب معقول و معتدل حرکت کردهاند"، تقدیر کرده و اظهار امیدواری کردند که سال جاری نیز همچنان با روحیه حقجویانهشان پیگیر مطالبات مردم و به ویژه آزادی زندانیان باشند.
فعالان ملی- مذهبی در این دیدار از فشارهای تشدید شده بر برخی زنان زندانی و نیز رویه غیرقانونی اعزام زندانیان سیاسی به میان محکومان جرایم سنگین جنایی و اعمال فشارهای هدایت شده بر آنان اظهار نگرانی کردند.
بر اساس گزارش ارسالی به جرس، مهدی کروبی در این دیدار به ذکر خاطراتی از تاریخ انقلاب و روند نادیده گرفتن رأی و اراده مردم در سالیان اخیر و نیز خاطراتی از برخوردهای خشن با ایشان در طول مشارکت در تجمعات و راهپیماییهای اخیر پرداخته و متذکر شد "متأسفانه بجز آزادی نیمبند زندانیان که احکام سنگینی را همچون گیوتین بالای سر آنها نگه میدارند علامت مثبتی در جهت تغییر رویههای حاکم مشاهده نمیشود."
کروبی خطاب به فعالان ملی- مذهبی خاطرنشان کرد "ما همچنان روی حرفها و نظرات خود ایستادهایم و برای تغییر اوضاع هم دعا میکنیم.
فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار) : مجله معتبر و پرتیراژ آلمانی زبان اشپیگل شماره ویژه خود را،که در روزهای اخیر منتشر شد،در ۱۵۰ صفحه با عنوان «پارس،ابرقدرت باستانی،دولت خدایی»به ایران اختصاص داده و پس از ارائه گزارشی تحلیلی ـ توصیفی از تاریخ ایران ابعاد گوناگون زیست اجتماعی،فرهنگی و سیاسی جامعه ایرانی را از منظر متخصصان و روزنامه نویسان برجسته بررسی می کند.
هفته نامه پرتیراژ اشپیگل از بانفوذترین،تاثیرگذارترین و معتبرترین نشریات آلمان و اروپا است و بر افکار عمومی و دیگر رسانه های آلمان تاثیری گسترده دارد.
نخستین مقاله ویژه نامه اشپیگل به فرهنگ،هنر و تاریخ ایران باستان و تاثیر ایران پیش از اسلام بر ایران کنونی اختصاص یافته است.
این مقاله با عنوان «عظمت و توهم» با اشاره به فصل هائی از تاریخ ایران چون یکی از نخستین ابرقدرت ها و تمدن های بزرگ جهان باستان،به برخی از عناصر فرهنگ ایرانی چون افتخار به عظمت از دست رفته پرداخته و می کوشد تا تاکید ایرانیان معاصر را بر هویت ایرانی خود،و یا تصویری که از این هویت در ذهن دارند،با گوشه هائی از تاریخ ایران باستان،تحولات فرهنگی و سیاسی،شعر فارسی،مذهب شیعه و انقلاب اسلامی و .. توضیح دهد.
مصاحبه با آقای «برت فراگنل»،یکی از معتبرترین ایران شناسان جهان، پرفسور بازنشسته دانشگاه بمبرگ آلمان و رئیس بخش ایران در آکادمی علوم اتریش با عنوان «پیشگام تمدن»،از بحث انگیزترین متونی است که در ویژه نامه اشپیگل در باره ایران منتشر شده است.
فراگنل که در جهان ایران شناسی به شجاعت فکری و نقد مفاهیم کلیشه ای شهره است،در این مصاحبه با اشاره به پیوند فرهنگ ایرانی با فرهنگ اقوام هند و اروپائی در دوران باستان،بر آن است که جهان نگری دوبنی و تقابل مطلق شده خیر و شر از ابداعات پارسیان است.فراگنل می گوید«پارسیان بودند که شیطان را خلق کردند.»
پرفسور فراگنل در این مصاحبه برداشت کلیشه ای را در باره محتوی حقوق بشری منشور کورش هخامنشی به چالش می طلبد و برداشتی را که کورش و دیگر شاهان هخامنشی از جمله داریوش اول را از بنیادگذاران «امپرطوری ایران» و «هویت ایرانی»می داند،نقد می کند.
از منظر پرفسور فراگنل مفهوم هویت ایرانی و ایران به دوران هخامنشی و اشکانی مطرح نبود،واژه ایران برای نخستین بار به دوران ساسانیان و مفهوم ایران چون واحد جغرافیائی ـ سیاسی مستقل نخستین بار به دوران حکومت سلاطین مغول بر ایران مطرح شد.
پرفسور فراگنل در مصاحبه با اشپیگل نظریات بحث انگیز و نقادانه ای را در باره هویت ایرانی،اسلام و عرفان ایرانی،روند رشد و توسعه زبان دری پس از اسلام،شعر کلاسیک فارسی،انقلاب اسلامی و نسبت سنت و مدرنیته در ایران امروز مطرح می کند.
مقالاتی در باره فرهنگ و هنر ایران پیش از اسلام،دین زرتشتی،زندگی کورش و تصویر هالیودی قدرتمندترین شاه هخامنشی،ساخت و بافت نوشته های هرودت،مورخ بزرگ یونانی در باره ایران،رابطه ایرانیان و یهودیان،همراه با ترجمه آلمانی بخشی از اوستا با عنوان «اندیشه نیک»،مقاله ای در باره نقش ایرانیان در ابداع بازی شطرنج،مقاله ای در باره ساسانیان و جنگ های ایرانیان و رم از بخش های دیگر نخستین فصل ویژه نامه اشپیگل در باره ایران است.
فصل دوم ویژه نامه اشپیگل با عنوان« ورود اسلام» جامعه و فرهنگ ایران پس از اسلام را تحلیل می کند.در این فصل مقالاتی در باره نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ اسلامی،تاریخچه اسماعلیه،هنر خطاطی در ایران و آثار شاعران بزرگ ایرانی و از جمله فردوسی،سعدی و حافظ،منتشر شده است.
فصل سوم این ویژه نامه حمله مغول و تاثیرت آن را بر ایران بررسی و فصل چهارم با عنوان «مستقل در هرج و مرج» به تحلیل تاریخ سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ایران از دوران مغول تا برآمدن سلسه پهلوی اختصاص یافته است.
مقاله ای با عنوان «نصف جهان» در باره شهر اصفهان،مقاله ای در باره قالی ایرانی و مقاله ای در باره مساله کردها در ایران از بخش های خواندنی این فصل است.
فصل چهارم این ویژه نامه با عنوان «کودتاچی رفرمیست»،اصلاحات دوران رضا شاه و شیوه استبدادی حکومت او را تحلیل می کند.مقاله ای در باره مصدق و نهضت ملی شدن نفت و مقاله ای در باره پهلوی دوم و سقوط او از متون دیگر این فصل است.
فصل آخر ویژه نامه اشپیگل با عنوان «دولت خدائی» ریشه های فرهنگی، دینی،سیاسی،اجتماعی و اقتصادی انقلاب اسلامی را تحلیل کرده و پس از بررسی تاریخ ایران در سی سال گذشته جنبش اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری را تبیین می کند.
مصاحبه با آقای رضا پهلوی،مقاله ای در باره جنبش زنان در ایران،مقاله ای در باره اصلاح طلبان مذهبی،مقاله ای در باره مینیاتور ایرانی با عنوان «لیلی زیر ذره بین»،مصاحبه های اشپیگل با خانم شیرین نشاط،فیلمساز موفق ایرانی و فرج سرکوهی از بخش های دیگر این ویژه نامه است.
ویژه نامه اشپیگل در باره ایران فصلی را به ایرانیان در تبعید اختصاص داده و خانم آنته کروس بونگارد در این فصل که با عنوان «۹ در ۱۳ سانتیمتر وطن» منتشر شده است،موقعیت تبعید را در قالب پرتره دو تبعیدی و در متن گزارشی توصیفی و تحلیلی در باره ایرانیان در تبعید، تصویر می کند.
ویژه نامه مفصل اشپیگل در باره ایران با گزارش سفر خبرنگار ارشد اشپیگل آقای برنارد زند به ایران کنونی پایان می گیرد.برنارد زند در گزارش خود تصویری زنده از زندگی اجتماعی،فرهنگی و سیاسی ایران در سال های اخیر به دست می دهد.
میرحسین موسوی در دیدار با نمایندگان فراکسیون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مجلس ششم با تاکید بر اجرای قانون اساسی گفت: نظام ما دچار مشکلاتی شده است که بازتاب آن فقط در تظاهرات خیابانی محدود نمی شود، مسائل و مشکلات خیلی عمیق تر از اینهاست. یکی از اینها همین است که حاکمیت فکر کند با جمع کردن تظاهرات خیابانی مسئله معترضان حل شده است.
به گزارش تحول سبز، مهندس موسوی ادامه داد: تمام مسائل و مقوله هایی که پایه های اعتبار و مشروعیت یک نظام را تشکیل می دهد در حال از بین رفتن است. نظام ها معمولا نیروهای سخت افزاری ( نیروی های انتظامی و نظامی و امنیتی ) را در نهایت برای حفظ خود به هر قیمت بکار خود می گیرند اما این در کشور ما اتفاق افتاد و این جای تامل و توجه بسیار دارد. مسئله دروغ مسئله اصلی ما شده و مردم نسبت بدان اعتراض دارند که متاسفانه در همه سطوح حاکمیت و تبلیغات جریان دارد و مردم را نسبت به اصل و اساس این نظام مسئله دار و در باورهاشان تردید ایجاد کرده است. اصلی ترین عامل که باعث تثبیت و حفظ نظام بوده و آن اعتماد مردم به حاکمیت بوده است از بین رفته است. مسائل اخلاقی ، عدم کارآمدی، سیاست خارجی، فساد فراگیر، … همه اینها یک نوع بی اعتمادی نسبت به حاکمیت و نظام ایجاد کرده است. آیا این مسائل با سرکوب و بکارگیری قوه قهریه حل می شود ؟
وی در ادامه گفت: این وضعیت جریان سرمایه گذاری در کشور را کاملا مختل کرده است چرا که آینده غیرقابل پیش بینی شده است برخلاف جامعه ای مثل ژاپن که جریان سرمایه گذاری در آن توسط برخی خانواده ها قدمتی بیش از دو قرن دارد. در جامعه ما زود سود بردن هدف شده چون امید به آینده نیست و بدلیل شرایط کسی بدنبال سرمایه گذاری تولیدی و دراز مدت و اشتغال پایدار نیست و آیا نتیجه تداوم این وضعیت بیکاری و فقر بیشتر نیست؟ متوسط نرخ رشد سرمایه گذاری در پنج سال اخیر به حدود ۷ درصد کاهش یافته در حالیکه بر طبق قانون برنامه چهارم توسعه این رقم باید ۲/۱۲ درصد در سال رشد می داشت و البته این نرخ رشد باید با هزینه ۸۲ میلیارد دلار در قوانین بودجه سنواتی توسط دولت حاصل می شد که با هزینه بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار(۷/۲ برابر) نه تنها این اتفاق نیافتاده بلکه نسبت به گذشته نیز پشترفت داشته است ! و آیا این رخداد یک فاجعه نیست؟
نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ادامه سخنان خود با اشاره به طرح هدفمند شدن یارانه که توسط رئیس دولت مطرح شده گفت: دراجرای این طرح هدفمندی یارانه ها و دعواهای جاری هم مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن هزینه میلیارد تومان برای جلب و خرید رای است و لاغیر ! واقعیت موجود و تبلیغات رسمی بگونه ای شده است که همه نسبت به آمارهای رسمی اعلامی و اینکه نرخ تورم به ۸/۱۰ درصد در سال گذشته کاهش یافته است دچار تردید جدی شدهاند و همه اینها نشانه هایی است از اینکه موریانه های بی اعتمادی دارد پایه های نظام را می خورد و از درون تهی می کند .
مهندس موسوی استفاده نامناسب و ابزاری از ارزشها را نشانه دیگری از عدم اعتماد جامعه به حاکمیت دانست و افزود: نشانه های دیگری که می شود بدان اشاره کرد یکی استفاده ابزاری و بد از ارزشها ( اسلام ، انقلاب و امام ) باعث اغتشاش و آشفتگی فکری و روحی در جامعه شده است . نوع معرفی امام خمینی از صدا و سیمای غیرملی و رسانه های خارجی چهره مغشوشی از امام به نسل جوان ارائه می دهد و دراین آشفته بازار افراد چه برداشتی می توانند از امام داشته باشند؟
میرحسین موسوی با اشاره به برخورد با حامیان محیط زیست در کنار دریاچه ارومبه گفت: برخورد عجیب اخیر با مردمی است که برای حفظ محیط زیست دریاچه ارومیه رفته بودند نیز نشانه دیگری است از همین روند.
وی ادامه داد: یا پادگانی کردن بهشت زهرا در روز ۱۲ فروردین یا … و آیا همه مسائل را با امنیتی و پادگانی کردن می توان حل کرد؟ نظام را می خواهند با حاکمیت یک فرقه اداره کنند که نمی شود.
موسوی در ادامه از حاضر بودنش برای تمکین به نتیجه انتخابات سخن گفت و افزود: حقیقت این است که اگر حاکمیت می توانست یک کارآمدی نسبی در اداره امور داشته باشد با هر تخلف انتخاباتی تمکین می کردم و مسائل و مشکلات کشور به سمت حل شدن می رفت اما ما اینراهم نداریم و بطور اشاره دولت در انجام یک پروژه عسلویه درمانده است یا در سیاست خارجی هر روز مشکل پیش می آید و وضع بحرانی تر می شود . روند طی شد پیرامون پرونده هسته ای در یکسال گذشته بهترین شاهد مثال در این باره است .
وی با اشاره به نحوه حل مشکلات در نظام های سیاسی با محوریت دموکراسی گفت: در نظام های سیاسی مردمسالار و معقول تلاش می شود که برای حل مسائل مهم و کلیدی کشور به ویژه در عرصه سیاست خارجی حتی از طریق مشورت با منتقدین و مخالفین نوعی اجماع نسبی حاصل شود در حالیکه مشاهده می کنیم در اینجا در باره این موضوع حتی بین حاکمیت موجود اجماعی وجود ندارد و این نشانه چه می تواند باشد؟
میرحسین موسوی با توجه به گزینه های اشاره شده فوق نتیجه گیری می کند: با توجه با این وضعیت و مسائل اجرای بدون تنازل قانون اساسی را به عنوان خواسته و محور اصلی جنبش سبز می دانم و باید در این باره کالبد شکافی بیشتری در ادبیات جنبش انجام گیرد . اصول متعددی از این قانون که متضمن حقوق ملت است به فراموشی سپرده شده است ( بطور خاص فصل حقوق ملت یا اصل ۱۶۸ در مورد رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی در دادگاههای علنی با حضور هیات منصفه ) و اگر اینها خوب مطرح شود ، اجماعی کلی را در جنبش بوجود می آورد .
وی ادامه می دهد: پایه هر تغییری در جامعه تولد یک ایده است و این ایده در جامعه ما متولد شده و میل به تغییر و باز بینی همه گیر شده است . باید به مردم هشدار داد که منافع عده ای در برخی نهاد ها نمی گذارد که اینها به آسانی تسلیم خواسته های جنبش و ملت شوند و باید صبر به معنای ایستادن ، تامل و پایداری در اینراه را معنا کرد و اینکه حفظ همین منافع است که جلوی برخورد با مفاسد و دانه درشتها را گرفته است .
میرحسین موسوی چشم انداز ادامه فعالیت جنبش سبز را اینگونه تبیین می کند: ما باید ایده های روشنی را مطرح و باز تعریف کنیم و برای گسترش دادن آنها مقاومت و استواری داشته باشیم و راههایی را پیدا کنیم که بتوانیم سازمان یافته تر از گذشته کارها را به پیش ببریم. به نظام و حاکمیت باید گفت کم هزینه ترین راه در اداره کشور آزادی فعالیت تشکل ها ، رسانه ها ، نهادهای صنفی و مدنی و…است و نه تقابل و مقابله با آنها .
وی گفت: جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند خورد و مسائل آنها را مطرح کند. کارگران و معلمان و … هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه و به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است. ما باید در جامعه از کارگران و کارآفرینان بطور توامان دفاع کنیم و اینکه منافع ایندو قشر بهم گره خورده و در تعامل مثبت با یگدیگر قرار دارد و اینکه تعامل سازنده این دو باعث پیشترفت و توسعه جامعه می شود . جامعه معلمان ما که قشر وسیعی را در برمی گیرد و نقشی مهم و سرنوشت ساز در حیات اجتماعی ما دارند مسائلشان باید مطرح و پیگیری شود ، و همینطور دیگر اقشار و گروهها .
این نامزد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ابراز امیدواری کرد: برداشت و امید من این است که جریان حاکم به اجرای قانون اساسی و همه اصول آن برگردند و فضای امنیتی و نظامی را کنار گذارند و فضا را باز کنند ولی اگر اینراه رفته نشود مجبوریم بایستیم چون ما نظام و کشور و انقلاب را دوست داریم.
مهندس موسوی ادامه داد: من می پرسم اگر اول انقلاب به نیروهای مذهبی گفته می شد که حاضرید حاکم شوید و آدم بکشید ، هیچکس این را قبول نمی کرد بنابراین ما نمی توانیم نسبت به این وضعیت بی تفاوت باشیم . جنبش سبز مطالبه زیادی ندارد اما ظاهرا اجرای همین خواسته برای آنها بسیار سخت است و از اینرو افسانه سازی در مقابله با این جنبش می کنند و خود در دام این افسانه سازی و دروغ هایی که می بافند ، می افتند. با این حال دعا می کنم که جریان حاکم از این دائره تنگی که برای خود ساخته اند خارج شوند و اداره کشور به مسیر و روال مطلوب باز گردد .
وی به حاکمیت توصیه کرد: اگر اینها فکر می کنند که با ادامه این نگاه و بینش مسائل و مشکلات کشور حل می شود اشتباه بزرگی است و ما باید بایستیم تا مسائل و مشکلات حل شود . مردم در این مدت هزینه سنگینی پرداختند و چون آرمان بلند و درستی دارند به این هزینه دادن عادت کردند و الان شما می بینید زندانی ها قهرمان مردم شده اند و چه استقبالی از آنها می شود و این نشانه بی اثری اینگونه کارها در مقابله با جنبش و خواست مردم است و راه حل درست بازگشت به قانون اساسی و اجرای تام و تمام آن است.
وی در پایان گفت: تشکل های سیاسی که در کشور فعال هستند ظرفیت هاشان بیشتر از این است و باید بیشتر فعال شوند و تحلیل و بیانیه و … بدهند و با مردم ارتباط دائمی داشته باشند تا با تلاش همگی بتوان جریان رشد و پیشترفت جامعه مان را دامن زد و فردایی بهتر ساخت .
<FONT color=#000000><SPAN style="position:absolute; left:0px; top:0px;">
<a target=_blank href="http://1306.tk/" _fcksavedurl="http://1306.tk/" _wpro_href="http://1306.tk/"><img border=0 src="http://logoo.persiangig.com/logo/mirmohr-ch.gif" _fcksavedurl="http://logoo.persiangig.com/logo/mirmohr-ch.gif" _wpro_src="http://logoo.persiangig.com/logo/mirmohr-ch.gif" alt="
میر حسین موسوی"></a></SPAN>
<!------ http://www.songcode.blogfa.com------->
<P align=center>
<OBJECT
style="BORDER-RIGHT: 3px solid; BORDER-TOP: 3px solid; BORDER-LEFT: 3px solid; BORDER-BOTTOM: 3px solid"
height=46 width=147 classid=clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6><PARAM NAME="URL" VALUE="http://songcode.ucoz.com/Blog-Files/Music-Files/1387-FARVARD-28/Jamshid-Jam-Yare-Dabestanie-Man.mp3"><PARAM NAME="rate" VALUE="1"><PARAM NAME="balance" VALUE="0"><PARAM NAME="currentPosition" VALUE="0"><PARAM NAME="defaultFrame" VALUE=""><PARAM NAME="playCount" VALUE="5"><PARAM NAME="autoStart" VALUE="-1"><PARAM NAME="currentMarker" VALUE="0"><PARAM NAME="invokeURLs" VALUE="-1"><PARAM NAME="baseURL" VALUE=""><PARAM NAME="volume" VALUE="100"><PARAM NAME="mute" VALUE="0"><PARAM NAME="uiMode" VALUE="full"><PARAM NAME="stretchToFit" VALUE="0"><PARAM NAME="windowlessVideo" VALUE="0"><PARAM NAME="enabled" VALUE="-1"><PARAM NAME="enableContextMenu" VALUE="-1"><PARAM NAME="fullScreen" VALUE="0"><PARAM NAME="SAMIStyle" VALUE=""><PARAM NAME="SAMILang" VALUE=""><PARAM NAME="SAMIFilename" VALUE=""><PARAM NAME="captioningID" VALUE="">
<embed src="http://songcode.ucoz.com/Blog-Files/Music-Files/1387-FARVARD-28/Jamshid-Jam-Yare-Dabestanie-Man.mp3"
stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true"
height="165" width="135" name="WMP1"></embed></OBJECT>
<p><p></P>
<!------ http://www.songcode.blogfa.com------->
<br>
<a href="http://songcode.blogfa.com" style="color:#ff6600;font-weight: bold">SongCode.blogfa</a>
توفیق ایالات متحده در جلب نظر پکن به مذاکره درباره تحریم های تازه علیه ایران به نشانه ای روشن از انزوای روزافزون دیپلماسی جمهوری اسلامی تعبیر شده است و این در حالی است که مقام های ایران قصد دارند با نمایشی از اعتماد به نفس تشدید تحریم ها را کم اهمیت جلوه دهند.
منابع دیپلماتیک با اشاره به موافقت چین به گفتگو درباره تحریم های تازه شورای امنیت پیش بینی کرده اند که پیش نویس دور چهارم تحریم ها علیه ایران تا پایان ماه جاری میلادی تدوین شود.دیپلمات ها می گویند که اعمال تحریم های تازه قبل از آن که اثرات خود را بر اقتصاد ایران نشان دهد انزوای بیش از پیش این کشور در مناسبات بین المللی را به نمایش خواهد گذاشت.
ایران در کشاکش درازمدت بر سر برنامه هسته ای اش همواره به دو قدرت غیر غربی یعنی روسیه و چین اتکا کرده است اما پیوستن تدریجی مسکو به کمپ غرب در ماه های اخیر و موافقت چین با تحریم های تازه علیه ایران در هفته اخیر به معنی از دست رفتن آخرین نقاط اتکای جمهوری اسلامی در موازنه بین المللی است.از آنجا که نقش چین به عنوان تعدیل کننده فشار کشورهای غربی به مراتب بیش از نقش روسیه مورد توجه جمهوری اسلامی بوده است از دست دادن حمایت این کشور پیامدهای بسیار ناخوشایندی برای تهران خواهد داشت.
آخرین تلاش ها در آخرین روزها
ایران در آخرین تلاش هایش برای جلوگیری از پیوستن چین به حامیان تشدید تحریم ها،سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی را جمعه گذشته روانه پکن کرد تا در گفت و گو با مقام های چینی آنها را به تجدید نظر درباره همکاری با غرب ترغیب کند اما برداشت رسانههای معتبر منطقه و جهان از نتیجه دیدار "سعید جلیلی" با "یانگ جیچی" وزیر امور خارجه چین این بود که پکن با کشورهای غربی برای تحریم ایران همراه شده است.
نشانه های همراهی پکن با خواست کشورهای غربی برای تشدید تحریم ها علیه ایران از مدتی پیش نیز قابل تشخیص بود. برای نمونه دو هفته پیش خبرگزاری رویترز در گزارشی با مورد مقایسه قرار دادن میزان واردات نفت چین در دو ماه نخست سال ۲۰۱۰ نوشت که در این مدت با وجود افزایش میزان تقاضای خرید نفت و تأمین انرژی، این کشور واردات نفت خود از ایران را در قیاس با مدت مشابه سال پیش، ۴۰ درصد کاهش داده است.
به این ترتیب ایران که در سال گذشته رتبه سوم بزرگترین صادر کننده نفت به چین را داشت، در دو ماهه نخست سال ۲۰۱۰ این رتبه را به روسیه واگذار کرده است.این گزارش همچنین ایران را تنها کشور صادر کننده نفت در سال 2010 معرفی می کرد که چین واردات نفت خود را از آن کاهش داده است.
از آنجا که صادرات نفت ایران به چین یکی از دلایل اصلی مخالفت پکن با خواست غرب برای انزوای جمهوری اسلامی بوده است کاهش واردات نفتی این کشور از ایران را می توان به معنای چراغ سبز چین به غرب تلقی کرد
با این حال چینی ها همچنان مراوداتی را با ایران دارند که آنان را از همراهی بی قید و شرط با غرب بازمی دارد.طرحهای پکن برای همکاریهای گسترده با ایران جهت واردات گاز و فعالیت در زمینه اکتشاف، استخراج، خطوط لوله و پتروشیمی به همراه سیل بی رویه واردات ایران از چین که در سال گذشته به رقم 8 میلیارد دلار رسید از دیگر دلایلی است که مانع همراهی کامل این کشور با خواست غرب برای تشدید تحریم ها می شود.مقام های پکن همچنین ترجیح می دهند نگاهی بلند ملت به روابط خود با ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای مشرف بر خلیج فارس و دریای خزر داشته باشند.
آنها گرچه در سه قطعنامه قبلی شورای امنیت نیز از اعمال تحریم علیه ایران حمایت کرده اند اما هر بار در فاصله تصویب قطعنامه ها خواهان حل و فصل برنامه هسته ای ایران از راه های مسالمت آمیز شده اند و در هنگام تصویب قطعنامه هم تلاش کرده اند تا زهر تحریم ها را بگیرند.
اکنون نیز تحلیل گران پیش بینی می کنند که چین نقش تعدیل کننده را در دور تازه تحریم ها بازی خواهد کرد و علیرغم همراهی با غرب در تصویب قطعنامه ای تازه علیه ایران خواهان اصلاح برخی مفاد آن خواهد شد.
همراهی شکننده
گرچه موافقت ضمنی چین با تحریم های تازه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران خیال مقام های کاخ سفید را تا حدودی آسوده کرده است اما کارشناسان می گویند که همراهی چین شکننده و کاملا وابسته به روابط دو کشور است. در ماه های گذشته تنش میان پکن و واشنگتن بر سر موضوعاتی همچون سانسور اینترنت، دیدار اوباما با دالایی لاما و فروش تسلیحات آمریکایی به تایوان بالا گرفته و دیدگاه غالب محافل دیپلماتیک این است که چین با پذیرش گفتگو درباره تحریم های تازه علیه ایران قصد دارد از تنش موجود با ایالات متحده بکاهد.
تلاش چین برای کاهش تنش با ایالات متحده در شرایطی انجام می شود که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا اواخر بهمن ماه گذشته به این کشور هشدار داد که حتی اگر در معاملات تجاری با ایران در زمینهی انرژی، منافع گستردهای داشته باشد نباید در برابر تشدید تحریم ها علیه ایران مقاومت نکند.او در سخنان کم سابقه ای خطاب به رهبران چین اعلام کرده بود که «اگر از تحریم های بیشتر علیه ایران حمایت نکنند تحت فشار کشورهای غربی قرار خواهند گرفت».
اعلام همراهی چین با مذاکره درباره تحریم های ایران پس از ابراز این سخنان از سوی وزیر امور خارجه آمریکا نوعی موفقیت برای دولت باراک اوباما محسوب شده است.برخی تحلیل گران می گویند که اوباما با توفیق برای اعمال موضع گیری واحد از سوی جامعه جهانی علیه برنامه اتمی ایران توانسته توان دیپلماتیک این کشور را در بحران های بین المللی بالا ببرد.با توجه به این که هوجینتائو نخست وزیر چین نیز در هفته آینده یعنی دوازدهم و سیزدهم آوریل برای شرکت در اجلاس جهانی امنیت هسته ای به واشنگتن سفر می کند محافل دیپلماتیک انتظار دارند که در گفتگوی حضوری او با رییس جمهوری آمریکا توافق های جدی تری برای تشدید تحریم ها علیه ایران به دست بیاید.
با این حال اختلاف های کوچک و بزرگی که همچنان در روابط میان پکن و واشنگتن دیده می شود عامل تردیدزایی است که می تواند دستیابی به توافقی ملموس میان دو کشور بر سر برنامه هسته ای ایران را دشوار کند. به عقیده تحلیل گران دیدار نوامبر گذشته باراک اوباما از چین نشان داده که مقامهای چینی در مناسبات بین المللی تمایل به موضع برتری دارند و تاثیر چنین امری در کنفرانس تغییرات اقلیمی کپنهاگ نیز دیده شده است. موضع چین در این کنفرانس باعث شد تا اجماع جهانی برای تصویب قرارداد کاستن گازهای گلخانه ای به جایی نرسد و ون جیا بائو، نخست وزیر چین، به رغم درخواست های اوباما حاضر به دیدار با او نشد.
تحلیل گران با اشاره به سیاست باراک اوباما که تلاش کرده است بر خلاف روسای جمهوری آمریکا عملکردی واقع بینانه و انعطاف پذیر را در مناسبات با چین پیش بگیرد اظهار عقیده می کنند که انتظار ایالات متحده از چین هنوز به طور کامل برآورده نشده است. انتظار آمریکا در قبال رویکرد سیاسی جدید خود، همکاری دولت چین در ۲ مسئله مهم سیاسی یعنی مشکلات با ایران و تغییرات اقلیمی بوده است.از این رو در صورتی که چین همراهی خود را در تشدید تحریم ها علیه ایران کامل کند یکی از انتظارات اساسی کاخ سفید را برآورده کرده است.با توجه به موافقت پکن با مذاکره بر سر تحریم های تازه ایران به نظر می رسد که مقام های این کشور نسبت به برآورده کردن یکی از انتظارات اساسی ایالات متحده بی تمایل نیستند
دیروز که به این سایت رفتم مهندس موسوی در کمال ناباوری نفر 190بود . ولی چند دقیقه قبل که باز یه نگاه انداختم تا نفر دوازدهم بال اومده بود .
حتما رای بدید حتما رای بدید فرصتی برای ما ست .لینکش و توضیحاتش توی همین وبلاگ دوتا پست پایین تر.
گروهی از سازمانهای بینالمللی طرفدار آزادی بیان روز سهشنبه نامهای را با امضای نویسندگان برجستهای چون ماریو بارگاس یوسا و مارگرت اتوود در دفاع از روزنامهنگاران دربند ایرانی به دفتر ایران در سازمان ملل تحویل دادند.
نامه سرگشاده این سازمانهای بینالمللی خطاب به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و در ادامه کمپین جهانی «جامعه ما جامعهای آزاد خواهد بود» بیش از ۳۵۰۰ امضا دارد که در میان آنها میتوان نام برخی از بزرگترین نویسندگان دنیا را هم دید.
از جمله امضاکنندگان برجسته این نامه که از رهبر جمهوری اسلامی آزادی روزنامهنگاران دربند ایرانی را خواستار شدهاند میتوان به ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی، مارگرت اتوود، نویسنده کانادایی، مارتین ایمیس، بزرگترین نویسنده زنده انگلیس، ای. ال. داکترو، نویسنده آمریکایی، و نیدین گوردیمر، نویسنده آفریقایی و برنده نوبل ادبیات، اشاره کرد.
در کنار نام بزرگان ادبیات جهان در این نامه، نام روزنامهنگاران بزرگی چون تامس ال. فریدمن و مجری برنامه تلویزیونی «دیلیشو»، جان استیوارت، نیز دیده میشود.
شانزده سازمان معتبر طرفدار آزادی بیان از جمله «کمیته حمایت از روزنامهنگاران»، قلم (پن)، گزارشگران بدون مرز، شاخص سانسور، «روزنامهنگاران کانادایی حامی آزادی بیان» و انجمن بینالمللی ناشران همزمان با ۲۲ بهمنماه سال گذشته برای اعمال فشار بر حکومت ایران و آزادی روزنامهنگاران دربند ایرانی کمپینی جهانی به راه انداختند که تا پایان بهار سال جاری در آمریکای شمالی و اروپا ادامه خواهد داشت.
این سازمانهای حامی آزادی بیان نام کمپین جهانی خود را «جامعه ما جامعهای آزاد خواهد بود» گذاشتند که برگرفته از یکی از سخنرانیهای آیتالله خمینی در سال ۱۳۵۷ و بحبوحه انقلاب ایران است. بنیانگذار جمهوری اسلامی در این سخنرانی وعده داده بود که حکومت جدید ایران حامی آزادی بیان و مطبوعات خواهد بود.
این در حالی است که ایران در ماههای پس از اعلام نتیجه انتخابات ۲۲ خردادماه در حبس روزنامهنگاران از کشور چین نیز پیشی گرفت و به گفته چندین سازمان بینالمللی حمایت از اصحاب مطبوعات به بزرگترین زندان روزنامهنگاران در جهان بدل شد.
بر اساس آخرین آمار کمیته حمایت از روزنامهنگاران، تا هفته گذشته دستکم ۳۵ روزنامهنگار در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبردند، و ۱۸ روزنامهنگار دیگر با مرخصیهای کوتاهمدت به مناسبت تعطیلات نوروز از زندانها بیرون رفته بودند تا بار دیگر به زندان بازگردند.
در نامه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی که به دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل ارسال شده آمده است: «از شما نمیخواهیم که پای خود را از محدوده قوانینتان یا آرمانهای انقلاب ایران فراتر بگذارید؛ بلکه میخواهیم به وعدهها و قولهای آیتالله خمینی عمل کنید.»
سازمانهای حامی آزادی بیان در نامه خود به آیتالله خامنهای اشاره کردهاند که در بخش اعظم سالهای پس از انقلاب و بهویژه ماههای پس از انتخابات، جهان شاهد «سرکوب آشکار و علنی مخالفان، ساکت کردن روزنامهنگاران و نویسندگان و زندانی کردن شهروندانی بوده است که به راهپیماییهای مسالمتآمیز پیوستهاند
تو را نمی شناختم ، ولی حرفهایت برایم دلنشین بود .پدرم میگفت او مرد خوبی است و هر گاه حرف از سیاست می شد مخالفانش را با این جمله: که او باز هم از همه خوبتر و اصلح تر است از میدان به در می کرد.
تا موعدش رسید که ما هم نظر سیاسی دهیم و شناسنامه مان مهر بخورد ، از اول دوست نداشتم رای بدهم چون پدرم می گفت در این 30سال هر بار که رای دادیم وضع بدتر شده است دیگر چرا رای بدیم.
ولی وقتی نام موسوی آمد، پدرم نظرش عوض شد ، چون او و سابقه اش را می شناخت .من هم مثل پدرم به موسوی و افکارش رای دادم .
ما در فامیل همه به موسوی رای دادیم به جز خانواده شوهر عمه . صبح بعد از انتخابات، همه شکه شدیم که چه شده .مگر ممکن است .که موسوی رای نیاورده باشد.
خلاصه تجمعات شروع شد و این امید را داشتیم که اون کسی که پدر تعریفش را می کرد اوضاع را درست کند . ولی باز هم رای نیاوردیم چون او مخالفت با نظر خود را دوست نداشت . آخه میگفت من ولایت دارم و وصلم به خدا. و مردم همه گاو و خرند و من باید بر آنه ولایت داشته باشم.
آقای خامنه ای .کلی قبولت داشتیم.وکلی حرفت برامون سند بود.ولی بد جور باختی . پدر هم که از تو این همه تعریف می کرد از تو برید. نمی دانم چرا .ولی دوستت داشتم، شاید چون پدر تو را دوست داشت .
از اون نماز جمعه معروف در29خرداد دیگر خود را فدای حزب کردی و جامع رهبری را درآوردی.
و سوال من از طرفدارانت که چرا و چرا؟؟؟؟؟
- شما چرا در سفرهای قبل از انتخابات خود به طور خاص از یک نامزد تعریف و تمجید می کردی.
- مگر ریس صدا و سیما را شما انتخاب نمیکنی؟ پس چرا هنگامی که صدا و سیما از یک نامزد مورد قبول شما حمایت می کرد تذکر ندادی.و ظیفه رهبری را انجام ندادی.
- چرا در نماز جمعه معروف قبل از شورای نگهبان و بر خلاف قانون اساسی از ایشان حمایت کردی و نظر او را به نظر خود نزدیک خواندی .( خارج شدن از رهبری و ورود به حزب بازی)
-چرا در حوادث 30خرداد که دها نفر کشته شدند سکوت کردید.
- چرا باید در نظام اسلامی و نیروهای زیر دست شما در کهریزک افراد کشته شوند. مگر ما منتظر امام قائم نیستیم. مگر می شود که شما خبر نداشته باشید. و اگر خبر نداشتید وای بر شما که فرمانده کل قوا هستید و از نیروهای زیر دست خود خبر ندارید . وحال که خبر دار شده اید چه کردید به جز تعطیلی زندان.و حالا چرا مجرمان و جنایت کاران زندان کهریزک را پشت درهای بسته محاکمه می کنید . مبا دا که نامی از فرماندهان بالا دست و یا شاید خدایی ناکرده نامی از شما بییاد.
نه خیر شما در این نه ماه ثابت کردید که قدرت را بیشتر از اینها دوست دارید .و خدا را ...
و دوستارانتان که کور کورانه از شما حمایت می کنند . وهیچ مشکلی نیست . آنها هم یک جور عقیده دارند.ولی من شما را رهبر نمیدانم . چون نیستید .و رهبری به زر زور نیست به تسخیر قلبهاست.
و از آن به بعد ولایت فقیه را یک عمل زشت و به دور از کمال انسانی می دانم . شاید اگر با نسل ما خوب تا می کردید . چه بسا قلبهایمان را تسخیر کرده بودی.و حال کشورمان آماده ظهور بود....
یک رای باخته
اگر فکر کردن , اندیشیدن , پرسش کردن , نقد کردن , پیشنهاد کردن,
و عقیده خاصی داشتن دلیل کافی برای زندانی شدن است .
پس باید فرارسیدن " عصر حیوانیت " را به هم تبریک گفت.
نه " سال جدید" را
امسال به راحتی نمی تونم نوروز رو به کسی تبریک بگم .
این نوروزهم برای من شده نقل شبهای قدرکه هرچی دعا می کنم تاثیری نداره .وقتی فکرتون آرامش نداره، و یا طرف مقابلتون درگیری فکری داره چطور می شه بهش گفت. عزیزم سال نو مبارک.دل خوشی را نمی یابم که سال جدید را بهش تبریک بگویم؟چه خانواده هایی که عزادارند و با درد خود دست و پنجه نرم می کنند .چگونه می شود به در خانه ایشان رفت و آنها را در این سال جدید دلداری داد؟ بهم نمی خندند .وقتی دانشجویانی که برای عقیده خود مبارزه کرده اند ودر نمیدانم کجا حبس هستند . واقعا دلم می آید به آنها و خانواده شان بگویم بچه ها سال جدید تبریک . وقتی هموطن من در کشورغریب به امید روزی که به این کشور برگردد. غمگین است چگونه سال جدید را بهش تبریک گویم؟ چگونه می توان به او گفت: سال خوشی را برایتان آرزو می کنم بیوه ایی که به نان شب خود محتاج است و برای امرا معاش خود و فرزندش متوسل به چه کارها که نمی شود .می توان به او گفت : راستی خانم سال نو مبارک.مردی که معتاد است و به بی ناموسی افتاده و دختروزنش را برای فروش تن به اینجا و آنجا می برد.می شود به راحتی بهش گفت : آقاهه عیدت مبارک.اون بدبخت چی می فهمه عید چیه. چگونه می شود به معلم بازنشسته ایی که برای جهازیه دخترش کلیه اش را به فروش گذاشته تبریک گفت؟ مگر این افرادی که گفتم حق عید داشتن ندارند؟ ما مردمی که از بودن هم متنفریم و همیشه با هم در جنگ و دعوا هستیم ، و جواب سلام هم را به زور که هیچ ؛ اصلا نمی دهیم؛ چگونه می توانیم صادقانه روی هم را ببوسیم. دروغ می گوییم که سال خوبی را برای هم آرزو می کینم . چرا ؟اگر دروغ نمی گویم .چرا به خاطر هم هیچ گذشتی را انجام نمی دهیم .مگر آرزوی سال خوش داشتن به حرف است. باید بدان عمل کرد . راستی به نظر شما با پول حرام که اکثرمان برای زن و بچه هامون می بریم ،میشه سال خوبی را پیش بینی کرد؟
یک موقعی سالی یک دفعه حاجی فیروز خودش رو سیاه می کرد ولی امروزه این ملت روزی هزار بار سیاه می شن .
هیچوقت به جایی رسیدی که دیگه حرفی برای گفتن نداری بزنی. میای از سیاست بگی همه اقشون می گیره .می خوای از مذهب بنویسی به دل نمی شینه میای از هنر بگی . به دل نمی شینه چون هنر دیگه صداقتی را با خودش حمل نمی کنه .همه کارها کلیشه ای و تکراری . سوژه های سینما همه الکی و خالی از محتوا ن . می خوای از درد جامعه بگی ، همه گوش ها پراست از همین حرفها هیچکس حرف جدیدی برای گفتن نداره هر وقت پیش هم می رسیم ،هیچی نداریم به هم بگیم ، و یا همه از هم میترسن. حرفی به هم بزنن . بزرگان و مبارزین همه خموده شدن الگوها ازجهان پهلوان تختی به علی دائی تغییر کرده اند. پول شده همه چیز. شخصیت ها بر روی پول و مقام شناخته می شوند.سفر مکه ، روزی سفر آخرت محسوب می شد حالا بانکهای نزول خور میخواهند برای جایزه هاشان ما را به عتبات عالیات بفرستند برویم در آن سرزمین وحی چه بگوییم . چه حسی بهمان دست پیدا می کند. دیدها چقدر حقیر شده . چه حرفی برای گفتن داریم وقتی همه ماسک گذاشتیم از روی خودسوزی هم وطنی به راحتی رد می شویم. چقدر برایمان عادی شده وقتی بلوتوسی می بینیم که ۵ نفر به یک دختر تجاوز می کنند. و بعد او را می کشند. چرا راحت از روی زندانی شدن آزآدیخواهان دانشجویان و وبلاگ نویسان رد می شویم ؟
اگر فکر کردن , اندیشیدن , پرسش کردن , نقد کردن , پیشنهاد کردن,
و عقیده خاصی داشتن دلیل کافی برای زندانی شدن است .
پس باید فرارسیدن " عصر حیوانیت " را به هم تبریک گفت.
نه " سال جدید" را
وقتی خوب و بدی مشخص نیست ، وقتی عشق تبدیل شده به خانه خالی , دیگر چه حرفی برای گفتن می ماند ؟ وقتی به جایی می رسی که معلومات زیاد و بی خاصیت همه جامعه را فرا گرفته و همه خود را عالم دهر می دانند . چطور می شود از علی (ع) ، امام حسین (ع) , شریعتی , بازرگان ,گاندی و آلنده و .....سخن گفت ؟. برای ما در این برهه از زمان نه موسیقی لازم است . نه نقاشی ، نه سینما ، نه روزنامه، نه کاندیدای ریاست جهموری ، نه نماینده مجلس و نه ........ما فقط احتیاج به افکار زنده و جدید داریم. وقتی بزرگانمان حرفهایشان را در حد مردم معمولی پایین آورده اند و همان حرفها را بلغور می کنند . چگونه می شود سال خوبی را آرزو کرد .حالا که درودیوار در اینجا برای خواب کردن لالائی می خوانند شما چرا غرغر و زمزمه و ناله میکنید .فریاد بکشید تا بی انگیزگان بیدار شوند.
. بیدار شدن این نیست که بریزیم و به طرفداری از کسی شعار دهیم .که سالهاست در این کشور اینگونه عمل کردیم و وقتی گذشته مان را مرور می کنیم , متوجه می شویم که دوباره برگشتیم به سر جای اولمان . متاسفانه هر چه را که بدست آوردیم به یکباره از دست دادیم. در جامعه ایی که شالوده آن حرص خریدن و مبادله است کسی در پی آن نیست که دوست بدارد. این واقعیت را باید قبول کنیم که ما در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم. متاسفانه انسانیت له شده . حالا من و امثال من بیاییم و حرف بزنیم .مخاطبانمان کیستند ؟ همه تو را به راهی میکشند که آرام باش حرف نزن بگذار راحت سرمان در آخورمان باشد. بگذار زندگیمان را بکنیم. این حرفها را نزن . کدام زندگی ؟ کدام هدف ؟ تا به حال چه چیزی عایدمان و عایدتان شده است که آنقدر به دنبالش هستیم ؟ماشینت مدل بالا شده ؟ خانه ات بزرگتر شده ؟چند روز پیش دوستی به من می گفت : به جای اینکه وقتت را با وبلاگ تلف کنی برو سر یه کار نون و آبدار. چشم از امروز میخوام برم چشم چرانی ، ریاکاری ، بورس ، سیاسی کاری ، بنگاه داری ، بساز بفروش ، خرید و فروش کارت بنزین، مسافر کشی ؛ راه اندازی ماهواره ............... هزاران کار نون و آبدار دیگر یکی نیست به این دوست بگه ، انسانیت و شعور جایگاهش از یک کار نان و آبدار بیشتر است. دیگه خسته شدم .حرفی ندارم بزنم .بقیه اش را خودت بهتر از من میدانی .اگر حرف جدید با ادبیات جدید داری بسم الله.وگرنه باید فقط گذراند. هر حرفی به حرفهای تکراری ختم میشه..اگر می بینیم که دیگر همه از هم خسته شدیم برای اینکه :حرفهایمان برای هم تکراری شده است. روزی که گوش کرهای مصلحتی باز شود.و زبان لالهای مصلحتی به سخن در آید آن روز آغاز لحظات بس دردناکی خواهد بود که آرزومندم تو را از آن نصیبی نباشد. ببخشید که اینگونه دراین سال جدید می نویسم .وامیدوارم در این سال ماسک ها را از چهره خود بردارم .مذهب ریا کارانه را به دور بیاندازم و مذهب عاشقانه را درزندگیم بنا کنم .از خدا می خواهم که همه را آنگونه که هستند بپذیرم ؛ نه آنگونه که خودم می خواهم. برایم دعا کنید که پذیرش همه را داشته باشم ؛ حتی آنها که مخالف من هستند.کاش دروغ و غیبت به کلی در زندگی من نابود شود .خدایا از تو نمی خواهم که به راحتی آنها را برایم فراهم کنی.بلکه قدرتش را در این سال جدید به من بده که تلاش بکنم که به آنها دست پیدا کنم. فکر کنم اگر این کارها در زندگیم انجام گیرد .سال خوبی خواهم داشت . و بدان صورت است که دیگر راحت می توانم به همه بگویم که :
دوستان عزیزم .هموطن خوبم . پدر ؛ مادر، همسر و فرزندانم امیدوارم سال خوبی داشته باشید.
در این لیست نام اشخاصی مانند میر حسین موسوی و زهرا رهنورد وجود دارد
برای رای دادن به میر حسین موسوی به لینک زیر مراجعه کنید
http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1972075_1972078_1972577,00.html
در این صفحه بالای تصویر میر حسین یک لغزنده وجود دارد که بین ۱ تا ۱۰۰ است و توسط این لغزنده شما میتوانید قدرت نفوذ شخص را مشخص نمایید که شما می بایست این لغزنده را روی ۱۰۰ قرار دهید و سپس متن (کپچا) ظاهر شده را عینا در مکان مورد نظر تایپ کنید و روی submit کلیک کنید
شرکت در نظر سنجی محدودیت ندارد و شما هرچند بار که بخواهید می توانید در این نظرسنجی شرکت کنید
لطفا اطلاع رسانی کنید