تبلیغات
اعتراض سبز - مطالب اسفند 1388

اعتراض باقی است

یک ایستگاه مانده بود که برسیم ، از جایمان برخاستیم و جلوی در منتظر باز شدن درب ترن بودیم که چشمم به راهنمای ایستگاه ها که بالای در بود افتاد، ایستگاه آخر کهریزک. ناخودآگاه گفتم ظلم پایدار نخواهد بود .چند نفری که کنار من بودند همه می دانستند که منظورم چیست و هر کدام به طریقی نارضایتی خود را بیان کردند، گفتم ایستگاه حرم آخریشه ؟ پیرمرد گفت بله مگر در مواقع ااضطراری که تا کهریزک هم میره. و خندید. خلاصه از قطه ها که می گذشتیم

تقریبا بر سر بیشتر مزارها بستگانشان بودند. کم کم نزدیک شدیم از دور ابزار سرکوب را میدیدیم چغدر نیرو آورده بودند.از چه میترسند از یک جسم بی جان که شاید آنهم نمانده باشد. یا از اتحاد من و تو ؟ چند نفر با لباس شخصی و عینک دودی بر خاک ندا ایستاده بودند و دو نفر هم با ماسک بر چهره از کسانیکه در قطعه 257 بودند فیلم برداری می کردند. و در کنارشان صدها نفر از نیروی انتظامی و لباس شخصی ها . از دور برایش فاتحه فرستادیم تا روحش را آن از خدا بیخبران آزار ندهند، ولی این نکته یادم افتاد ،اوکه نیاز به فاتحه ما نداشت .چون شهدا عند ربهم یرزقونند و اول آنها یاد ما کرده اند تا ما به یادشان بیوفتیم .چون آنان هیچ وقت مد یون ما نخواهند شد ... راهشان پر رهرو باد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

سال نو بر تمام ایرانیان مبارک باد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

جمعه سبز

برنامه ویژه سبزها در آخرین پنج‌شنبه سال حضور بر مزار شهدای جنبش سبز است. این مراسم دقیقا یک روز بعد از چهارشنبه سوری امسال برگزار می‌شود. هر کس می‌تواند با شاخه گل یا شمع و یا میوه و شیرینی بر سر مزار شهدای جنبش حاضر شود و با زنده کردن یاد و خاطر آنان به استقبال سال نو برود.

در آخرین پنج‌شنبه سال، همبستگی‌مان با خانواده‌های داغدار و سایر هواداران جنبش سبز در بهشت زهرای تهران اعلام می‌کنیم. اعلام می‌کنیم که جنبش سبز هنوز زنده است و با فرا رسیدن بهار زنده‌تر هم می‌شود.

محل دفن شهدای جنبش سبز که توسط سایت جرس تهیه گردیده جهت استفاده و حضور بر سر مزار این شهدا به شرح زیر است:

محل دفن( شماره – ردیف - قطعه)
تاریخ ، محل، نحوه (شهادت)
سن، شغل
نام و نام خانوادگی
  بهشت زهرا (257,28,62 )
25 خرداد،  زندان اوین، شکنجه
19 ساله، محصل
اعرابی - سهراب
بهشت زهرا (257,66,17)
ضربات باتوم به سر
34 ساله، کاسب
دیسناد -  عباس
بهشت زهرا (257,32,46)
لختگی خون در قلب
29 ساله،
رمضانی -  رامین
بهشت زهرا (257,51,26)
25 خرداد ، ضربات باتوم
29ساله، روزنامه نگار
افتخاری - علیرضا
بهشت زهرا (257,19,50)
 30 خرداد ، تقاطع رودکی وسرسبیل،  اصابت 3 گلوله
 18 ساله،  دانشجوی آی تی
سهرابی - اشکان
  بهشت زهرا (257,25,40)
۳۰ خرداد، خیابان رودکی ،  اصابت گلوله
 24 ساله، شغل آزاد
عباسی فر گلچینی - سعید
  بهشت زهرا (257,32,47)
 
 
  طاهره افتخاری
بهشت زهرا (257,31,46)
 
 
نیلوفر شه شناس
بهشت زهرا (257,32,42)
  30 خرداد ، خیابان کارگر شمالی، اصابت گلوله به قلب
 27ساله، دانشجوی فلسفه
آقا سلطان - ندا
  بهشت زهرا (256,131,31)
صادقیه
17 ساله، شغل آزاد
عبادی - میثم
بهشت زهرا (256,158,22)
۲۵ خرداد، جنت آباد تهران،  له شدگی سر و بریدگی گلو
 17 ساله،
کرمی - مهدی
  بهشت زهرا (256,137,28)
 تهران
 20 ساله، شغل آزاد
جنابی - بهمن
بهشت زهرا (256,146,13)
 
34 ساله،
چگینی قشلاقی - محرم
  بهشت زهرا (225,63,49)
 7 تیر، میدان آزادی، ضرب و شتم و اصابت گلوله
 کارگر
رئیسی نجفی - محمود
  بهشت زهرا (222,10,33)
 18 تیر، کهریزک،
 25 ساله،
روح الامینی - محسن
  بهشت زهرا (221,27,29)
 18 تیر، میدان ولیعصر،   كهریزك
 18 ساله،
کامرانی - محمد
بهشت زهرا (216,74,47)
18 تیر ، كهریزك ،  ضربات وارده به سر و صورت
 
آقازاده قهرمانی-  رامین  
بهشت زهرا (219,98,52 )
ضربه به سر
34 ساله، شغل آزاد
اکبری - حسین
بهشت زهرا (211,42,10)
18 تیر ، كهریزك ،  ضربات وارده به سر و صورت
25 ساله، دانشجوی مدیریت
جوادی فر-  امیر
بهشت زهرا (9,110,22)
30 خرداد ، روبروی مسجد لولاگر،
 
فتحعلیان -  علی
بهشت زهرا (9,34,39)
ترور در روز عاشورا
 
موسوی حبیبی – سید علی

 


 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

خاتمی: حرف ما اصلاح طبان برگشت به كل قانون اساسی و پذیرش داوری آن است

 جمهور سابق كشورمان گفت: نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است.انتخاب این لحظه به عنوان اول سال درست در موقعیتی كه كل طبیعت در معتدل ترین موقعیت خود قرار می گیرد نشانه نبوغ و ابتكار است.
خاتمی در ادامه تصریح كرد: من این عید را به همه ایرانیان عزیز در هركجا كه هستند تمام انها كه به ایران علاقه دارند و دلشان برای ایران می تپد تبریك عرض میكنم.
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی؛متن كامل سخنان وی دردیدار با جمعی از اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و نمایندگان انجمن در دانشگاههای تهران؛تربیت مدرس؛امیر كبیر؛تربیت معلم و شهید بهشتی بدین شرح است:در آستانه عید نوروز قرار گرفته ایم در میان یادها و نام ها ؛نوروز ایرانی ترین نام و یاد است كه مورد تایید اسلام هم قرار گرفته است و حتی دعای مخصوصی به این مناسبت نیز وارد شده است .نوروز واقعا برای ما ایرانیان و تمام كسانی كه تحت تاثیرفرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی هستند و نیز كسانیكه علاقه مند به ایران و عظمت ایران در طول تاریخ بودند؛عید است.
نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

جنبش سبز پیروزی است

تمام تلاششان را کردند که کسی آتیش روشن نکنه، شعار نده ، ترقه بازی نکنه .چون آقا فرموده بود حرام است  . نتیجه چی شد ، همه اتیش روشن کردند ، هرجا بسیجی و مامور بود با مردم درگیر شدند و همه شعار دادند . خودتان که ملاحضه کردید .همه  در کوچه پس کوچه های شهر ها و روستا ها اگر شعار ندادند ولی آتش که بر پا کردند ودر کل یک نه بزرگ دیگر بود به حاکمیت و شخص آقای رهبر . که آقاجان طرفداران شما فقط سلاح دارند و نه مشروعیت و در اقلیتند نه اکثریت.تا کی دیکتاتوری...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

در واکنش به ....دروغ یا فرار از واقیعت

بله دوستان این روزها در رسانه میلی می بینیم که میگن ما سربازان گمنام تونستیم یه عده رو که سایت داشتن و ادعا میکنن حقوق بشرین دستگیر کردیم.و ماجرایی  که نمیدونیم  بوده یا درست کردن.تا اینجاش قبول. اصلا این افراد خرابکار بودن. ولی چه ربطی داره .اونا که نمی تونستند با سایت و اینترنت با نیسان از رو مردم رد شن، یا به ملت تو زندونا تجاوز کنن ، یا مردم رو تو روز روشن قتل عام کنن ویا...اینا همه برای فرار از واقیعت تلخ این روزها و می خان گناه کبیره خودشون رو به گردن دیگران بندازن . البت شتر در خواب بیند پنبه دانه .

البته با گفتن این حرفها و نشان دادن این بازیها فقط میتونن از ریزش خودیها جلو گیری کنن.

جنبش سبز پیروز است   چون می خواهد اسلام واقعی را به دنیا نشان دهد نه اسلام بن لادنی ؟؟را

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

بسیجی ها! با چشم و گوش باز قضاوت کنید محارب کیست؟

بسیجی ها! با چشم و گوش باز قضاوت کنید محارب کیست؟
تازه از زندان آزاد شده بودم، فکر می کنم مرداد ماه بود، در محضر یکی از فقها و علمای جناح حاکم بودم ( همان جناحی که خود را به غلط اصولگرا می نامند! همان جناحی که تمام اصول را فدای حکومت می کند! همان جناحی که همه چیز را برای حفظ حکومت حلال می کند! همان جناحی که می گوید برای حفظ نظام اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد! همان جناحی که همه چیز را ، خدارا، پیامبر را، علی را، فاطمه را، حسن و حسین را، اولاد حسین را، مهدی را، قرآن را، نهج البلاغه را، نهج الفصاحه را، صحیفه سجادیه را، مفاتیح الجنان را، کتب اربعه را، قانون را به نفع خود مصادره به مطلوب می کند، همان جناحی که فقط یک اصل دارد و آن حکومت است. حاشیه نروم!)
کجا بودم ؟
در محضر یکی از علمای این جناح بودم، استناد می کرد به آیه 33 سوره مائده و می گفت: "آقایان خاتمی، موسوی و کروبی محاربند و باید کشته شوند یا به دار آویخته شوند و یا دست راست و پای چپ آنها قطع شود!
نگاهی به آیه بیاندازیم و سپس شان نزول آیه را بررسی کنیم:
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
" جزای کسانی که با خدا و پیامبرش می جنگند و در زمین فساد می کنند، آن است که کشته شوند، یا به دار آویخته شوند یا دست و پایشان( یکی از چپ یکی از راست) قطع شود یا از بلادشان تبعید شوند..."

آیا آقایان خاتمی، موسوی و کروبی سلاح برداشته اند؟ آیا به سوی مردم تیراندازی کرده اند؟ آیا با اتومبیل و موتور بر مردم تاخته اند و دست و پایشان را شکسته اند؟ آیا با گاز اشک آور و فلفل مردم را کور کرده اند؟ آیا دست و پایی قطع کرده اند؟ آیا کسی را کشته اند و بعد گفته اند مننژیت گرفت و مرد؟ آیا به مسلمانی تجاوز کرده اند؟ سلاح گرم و سرد که هیچ آیا باطوم و تسمه و کابل و سیم گارو در دست این بزرگواران دیده اید؟ آیا از پنجه بوکس ها و سنگ اندازهای وارداتی در نزد آنان دیده اید؟ آیا دشنه و قمه و شمشیر که مردم دیدند نزد آنان بود؟
منصف باشیم، کدام محاربند، کدام طرف زدند و کشتند و شکستند و بریدند و دریدند، و کدام یک خوردند و مردند و دم بر نیاوردند! کدام محاربند، قاتل ندا یا ندا؟ آنان که به کوی حمله کردند، یا آنان که در کوی جان باختند؟ کدام یک را باید به دار آویخت؟ روح سبز سهراب را یا قاتلین او را؟ کدام دست را باید برید؟ دست قلم شده دخترکان جوان سبز پوش را یا دست قضات وطن فروش را؟ کدام پا را باید شکست؟ پای شکسته شهید روح الامینی را یا پای دژخیمان کهریزک را؟ کدام را باید کشت؟ سید روحانی که شب عاشورا در جماران ذکر مصیبت علی اکبر حسین (علیه السلام) می خواند؟ یا چماق بدستانی که شیشه بیت امام و سر و سینه دختران جوان را می شکنند! کدام محاربند؟
بسیجیان عزیز، بخود آیید. من نیز یک بسیجی ام، همه این اعمال زشت و قبیح است، اما شما خود را با یک مسئله توجیه می کنید، آیا حکومت اسلامی می تواند توجیه همه بدیها باشد، کدام نظام را می خواهید حفظ کنید؟ نظام ارزشی اسلام یا نظامی که بویی از ارزشهای اسلامی نداشته باشد؟ انتخاب با شماست!

خزعلی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

این دل در انتظار فرج پیر شد بیا

مرا به بند می کشند و  تو را به صلیب همچون مسیح !


تو را به اسارت این روزها قسم برگرد !

و نظاره گر باش مردنم را ...

که نه به آسمان خواهم رفت نه ماندنی ِ این سرزمین ساکت غمگین خواهم شد !

مرا به دار می کشند و تو را به دیار دگر

و کاش من هم سهمی از آن دیار داشتم !

مرا به درد می کشند ، به این درد تکراری ناتمام !

و به دوری ات !

 مرا به خشم می کشند ،  تو را دوباره به اشک ...

دست هایم را میخکوب کرده اند بالای صلیب

و تو میخکوب شده ای ناظر این همه ظلم ...

پاهایم را شلاق می زنند بی وقفه

و تو انگار شقه شقه می شود تمام عریانی ات !

چشم هایت یادم مانده زیر آنهمه ضجه !

و مهرت را که تاب تحمل آن همه درد را می بخشید !

مرا به صلیب می برند ... و تو را به آسمان مولا !

تو را به روزگار زجر آورم قسم برگرد ...

که این همه سهم ما از دوری ات نبود !

مرا به شعر می کشند ، به این شور ناپایان ،

تو را به دوری فاصله هامان قسم برگرد ...

مرا به تیر خلاص می کشند آخر ،

مرا به زیر ضربه ضربه های باتومشان خرد میکنند ، می شکنند !

مرا به ضجه های مادران کودک مرده ی شهر می سوزانند ،

مرا به زوزه های سگان این دژخیم دیومنشانه می ترسانند ،

مرا به آواز زشت ِ سنگ بارانش می رقصانند ،

مرا به این همه نبودن هایت ظلم می کنند مولا ...

برگرد !

تنها برگرد !

 

پ.ن :

دلم نمی سوزد برای محمد امین ! تنها از زبانش فریاد میزنم مرگ بر ... !

شاید یکی دلش بسوزد ، یکی که هر روز انتظارش را میکشم نه فقط جمعه ها !

یکی که میدانم تاب این همه بی تابی مان را ندارد ! اما اذن آمدنش با خداست !

هم او که بهترین را برایمان می خواهد !

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

سندی دیگر از وجود طرفداران میلیونی احمدی نژاد!

آخرین سفر استانی رئیس دولت در سال 88 به هرمزگان بود .

در راستای این سفر به همه اداره جات و کارخانه های دولتی به طور رسمی ابلاغ شد که موظفند کارکنان خود را وادار کنند که  برای استقبال از هیئت دولت به ورزشگاه تختی شهر بندر عباس بیایند 




آیا کسی که مدعی است 25 میلیون رای (شفاف و بدون تقلب) آورده برای 1000 نفر استقبال کننده معطل می ماند و به هر کاری (حتی ابلاغ بخش نامه و ..) دست می زند

 

آقای آیت الله خامنه ای بار دیگر به ما ثابت شد که شما دروغ نگفته اید و با این سند محکم ما دیگر هیچ گونه ادعایی در مورد تقلب در انتخابات نداریم !

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

جنبش سبز پیروزی است

ما چون شعب‌ رود به هم پیوستیم / ماسبز شدیم و سرخ پیمان بستیم
 
 
v

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

تفتیش عقاید اسلامی

من شکوفایی گل های امیدم را
در رویاهام میبینم
و ندایی که به من میگوید
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است

به نام مهربانی که مهربانی را آفرید

براستی اگر انسان ها از تاریخ پند میگرفتند، دیگر نیاز به تکرار برخی از فصل های کتاب تاریخ نبود! هنوز هم میتوان از اعماق دالان عمیق تاریخ در کلیسا ها صدای فریاد مردم بی گناهی را شنید که قربانی دادگاه تفتیش عقاید قرون وسطی بودند. صدای فریاد کودکانی را که بر خاکستر پدر خود میگریستند. صدای افکاری را که در زندان های تاریک دستگاه تفتیش عقاید ، در زندان سکوت ، خاموش مردند. صدای مردم ساده لوحی را که به نام مسیح کشتند و بردند و هیچ نفهمیدند که چه میکنند و با همان جهل خود نیز مردند. صدای ژاندارک و برونه و گالیله را که قربانی وفاداری و دانش خود شدند. و در این بین صدای آه عمیق عیسی را که این چنین از دینش صورتکی ساختند که بر چهرهای سیاه خود بگذارند!...
گذشت. و امروز تمام بدنم به لرزه می افتد وقتی میبینم بار دیگر یکی از تاریک ترین فصل های کتاب تاریخ این بار با عنوان تفتیش عقاید اسلامی از نو نوشته می شود. امروز روحانیون چون مفتشین دستگاه تفتیش عقاید از اسلام صورتکی سفید ساخته اند تا با آن چهره های سیاه خود را بپوشانند. هرکه بیندیشد به آنچه که حق است، محارب است. حکمش را دادگاهی میدهد که من نامش را دادگاه تفتیش عقاید میگذارم. چرا که از قدیم نیز همین نام را داشته است. بگذارید برای اینکه بحث اندکی روشن تر شود به طور خلاصه در باره دستگاه تفتیش عقاید در قرون وسطی توضیح بدهم. اینگونه خودتان متوجه میشوید که چرا میگویم تاریخ دارد یک فصل تکراری را مینویسد. «انکیزاسیون» در زبان لاتینی به معنای (دادگاه) "بررسی" است و در سده‌های پایانی میانه به نهادی اطلاق می‌شد که از سوی کلیسای کاتولیک برپا شده بود و وظیفه‌ی آن در وهله‌ی نخست، رسیدگی به کاستی‌ها و تخلفات در چارچوب ساختارهای کلیسایی بود. علت ایجاد آن، رشد گرایش‌های نواندیشانه‌ در درون جامعه‌ی مسیحی از اوایل سده‌ی سیزدهم بود که از سوی کلیسا انگ «بدعت» بر آن‌ها زده می‌شد. بعدها پیگرد «ملحدان» و محاکمه و محکومیت آنان در بیرون از دستگاه کلیسا نیز در دستور کار قرار گرفت. معمولا در راس دستگاه تفتیش عقاید، یک روحانی بلندپایه‌ی مسیحی جای داشت که به او «انکیزاتور» می‌گفتند. هدف وی حفظ «ایمان راستین» و «درست‌باوری» در برابر هجوم و تعرض «کژباوری» و «دگرباوری» تعریف شده بود.در دوره‌های آغازین مسیحیت، مجازات «الحاد» و «بدعت»، اخراج از جامعه‌ی مسیحی بود. مسیحیت به عنوان دینی تک‌خدایی و مدعی حقیقت جهان شمول و مطلق، ادعای وحدت دینی کامل داشت و گرایش‌های گوناگون درونی را برنمی‌تابید.  پس از آنکه مسیحیت با دولت درهم‌آمیخت و به دین دولتی فرارویید، «ملحدان» و «بدعت‌گذاران» نیز به گونه‌ای قانونمند به دشمنان دولت تبدیل شدند. تلفیق ایده‌ی دین و دولت واحد باعث شد که هرگونه تخطی از آموزه‌های دینی، به عنوان تلاشی مشکوک برای زیر پرسش بردن اقتدار دولت نیز ارزیابی شود. بدین‌سان، پیگرد و محاکمه و مجازات دگراندیشان دینی، از جمله با پشتیبانی نهادهای دولت انجام می‌گرفت. عجیب نیست که مخالفین خود را «آشوبگران» و «فتنه‌انگیزان» نیز می‌نامیدند. چقدر جالب است که امروزه ما نیز فتنه گر هستیم و آشوبگر. چقدر عجیب است که که امروزه نیز عده ای پاک از هرگونه گناهی هستند یک نوزاد کوچک یهودی کافر!! به راستی چقدر عجیب است؟ ای کاش انسان از تاریخ پند میگرفت. سرنوشت حکومت کلیسا چه شد؟ نابودی در مقابل آزادگان!

و امروز دستگاه تفتیش عقاید اسلامی ، با ریختن خون نداها و ترانه ها  و سهراب ها، درست در مسیری میرود که انتهایش نابودی خود است. حکومت با شیشه ی عمر خود بازی میکند! آنها حتی اگر دست و پای تمام روشنفکران را نیز ببندند، نمیتوانند جلوی رقص اندیشه و افکار آنها را بگیرند. اندیشه هایی که هرکسی را جذب میکند. رویای آزادی. این رویا هنگامی در ذهن انسان ها ایجاد میشود که آنها اسیر بشوند. در اسارت حکومت ما، تمام مردم به آزادی می اندیشند! به امید روزی که ایران آزاد شود.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

تساوی*** برای آنانکه می پندارند از همه ما بالاترند، مسلمان ترند ، با اعتقاد ترند و بهشت انتظارشان را می کشد و...

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد
پنهان بود
ولی آخر كلاسی ها
لواشك بین خود تقسیم می كردند!
وان یكی در گوشه ای دیگر
جوانان را ورق می زد
برای آنكه بی خود های و هو می كرد
و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری را نشان می داد

خطی خوانا به روی تخته ای كز ظلمتی تاریك
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت:
"یك با یك برابر است"

از میان جمع شاگردان یكی برخاست
همیشه یك نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد:
"این تساوی اشتباهی فاحش و محض است"

معلم
مات بر جا ماند؛
و او پرسید:
"اگر یك فرد انسان واحد یك بود
آیا باز
یك با یك برابر بود ؟"

سكوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد:
"آری برابر بود."

و او با پوزخندی گفت:
"اگر یك فرد انسان واحد یك بود،
آن زور و زر به دامن داشت بالا بود،
وانكه قلبی پاك و دستی فاقد زر داشت
پائین بود...
اگر یك فرد انسان واحد یك بود،
آن كه صوررت نقره گون
چون قرص مه داشت، بالا بود،
وان سیه چرده كه می نالید
پایین بود...
اگر یك فرد انسان واحد یك بود.
این تساوی زیر و رو می شد...
حال می پرسم یك اگر با یك برابر بود،
نان و مال مفت خواران از كجا آماده می گردید؟!
یا چه كس دیوار چین ها را بنا كرد؟!
یك اگر با یك برابر بود،
پس كه پشتش زیر بار فقر خم می شد؟!
یا كه زیر ضربت شلاق له می گشت؟
یك اگر با یك برابر بود،
پس چه كس آزادگان را در قفس می كرد؟..."

معلم ناله آسا گفت:
"بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
"یك با یك برابر نیست"!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

این دین و مکتب با این روش ارزانی خودتان ما ترجیح می دهیم کافر شویم؟؟

 

طناب داری دوباره بافته میشود در ذهن های متحجر

 برای محمد امین ولیان دانشجوی 20 ساله دانشگاه دامغان

به چه جرمی ؟؟؟؟

سه بار پرتاب سنگ و دادن شعاری از روی بغض و عصبانیت

آیا در دین اسلام اینکارها محاربه با خدا تعبیر و تفسیر می شود ؟؟

و کیفر آن اعدام !!

باید کاری کرد ......

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

در واکنش به کشتن افراد بی گناه در زندان های رژیم

قابل توجه افرادی که به هر دلیل از این جانی ها ( دولت کودتا و سران قاتل) حمایت می کنند . به فکر دین و اسلام باشید . این گونه رفتارها و حرکات شوخی بردار نیست و آن  را  سر سری نگیرید . اینها دارند اسلام را نابود می کنند . خود را هیزم آتش آنها نکنید تا همه مان عاقبت به خیر شویم. کشتن افراد بی گناه و ریختن خون مردم در خیابانها کم گناهی نیست .و همه کسانی که از این گونه حرکات به هر نحوی حمایت می کنند در این گناه بزرگ شریکند ، چون به یاری ظلم و ظالم شتافته اند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

دو شهید سبز تحت تدابیر امنیتی در قم به خاک سپرده شدند

برگزاری مراسم یادبود و خاكسپاری دو زندانی سیاسی با كنترل و سركوب ماموران نظام روبرو شد .
 

بنا به اخبار و گزارشات دریافتی ، اجساد دو زندانی سیاسی به نامهای مهرداد كریم پور و داوود عیوضی از منازلشان, بدون خبر قبلی, با حضور اقوام،آشنایان ساعت 10 صبح جمعه به سمت بهشت معصومه قم تشییع شد.


به گفته خانواده کشته شدگان ماموران از هرگونه عکسبرداری و فیلمبرداری از اجساد در سردخانه و مراسم تشییع توسط خانواده ها و افراد دیگر ممانعت کردند.
به گزارش شاهدان عینی کسی که گفته می شد مامور بوده است از همه کسانی که در مقابل خانه مهرداد کریمپور برای شرکت در مراسم تشییع تجمع کرده بودند فیلمبرداری و عکسبرداری کرده است.   

مراسم عزادری برای  کریمپور در مسجد امام حسین ع واقع در شهرک امام حسن ع با حضورپرتعداد مردم و فعالین سیاسی شهر برگزار شد ,اما  از برگزاری مراسم شب اول  در مسجد ممانعت به عمل آمده است .


گفتنی است مهرداد کریم پور و داود عیوضی هر دو زندانی سیاسی بودند که در روز عاشورا و در هنگام شرکت و همکاری در مراسم هفتم آیت الله منتظری دستگیر و تا مدتهای زیادی خانواده هایشان از محل بازداشت آنها بی خبر بودند. داود عیوضی کمتر از بیست سال سن داشته و مهرداد کریم پور 38 ساله , دارای دو فرزند دختر و کارمند بیمارستان الزهرای قم بوده است.

 


 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

آقایان علما با چه می جنگید؟ کجای این کار حرمت شرعی دارد؟

بنا نداشتم برای چهارشنبه سوری چیزی بنویسم، تا این که در خبرها خواندم" چهار شنبه سوری خلاف شرع است" یا " خلاف عقل" است! ناچار شدم قلم به دست گیرم، نه برای دفاع از چهارشنبه سوری - که آن هم  دفاع از میراث فرهنگی ومهم است - بلکه برای دفاع از حرمت احکام اسلام، اگر ما دست و دل باز و نابجا از احکام استفاده کنیم و دایره حرام را توسعه دهیم، حاشیه امن برای حرام  ایجاد نکرده ایم، برعکس قبح حرام را ریخته ایم، جوانی که امروز با شادی و شور به مراسم حرام - از دیدگاه آن عالم روحانی - می رود ، پایش به حرام باز می شود و به مراسم و مجالس حرام دیگر هم می رود، کما این که فرزند آن روحانی هم به چهارشنبه سوری می رود و فرزند من هم، فرزند او فعل حرام مرتکب می شود و فرزند من مباحی را بپا می دارد، دین کدام بیشتر در معرض خطر است؟
   بارها گفته ام از احکام خمسه ( واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام ) نابجا خرج نکنید، مبنای  " کل شیئی مباح و کل شیئی طاهر" را اصل قرار دهید و با ادله و سند چیزی را از سبد حلال خدا خارج کنید، بعضی آقایان همه چیز را در سبد حرام قرار داده و هر از چند گاهی یکی را لطف فرموده با منت از سبد خارج و در اختیار مردم قرار می دهند!
  نقل آن طنز ظریف است که دیدند عده ای فوج فوج  - البته نیم سوز- از جهنم خارج و به جمع بهشتیان می پیوندند،  یکی از بهشتیان می پرسد: کا کا سیاه از کجا می آیی؟   و جهنمی نیم سوز جواب می دهد : ما خاویار خورده بودیم و اکنون حلال شده است، ما را مرخص کردند!   بهشتی نگاهی کرد و دید عده ای روی لبه دیوار جهنم  - ما فی الذمه - نشسته اند، یک پا در جهنم و یک لنگ مبارک در بهشت است، گفت : شما چرا نمی آیید؟   گفتند : ما خاویار را با عرق خورده ایم، منتظریم دومی حلال شود و بیاییم!

  حاشیه نروم، چهارشنبه سوری از آداب و رسوم ایران باستان است، پیامبرعظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله)  بسیاری از آداب و سنن زمان جاهلی را امضاء نمود، در واقع احکامی که امضاء فرمودند بیشتر از احکامی است که ابتدا به ساکن جعل فرمودند، مگر چقدر جاهلیت رسوم باطل مثل زنده به گور کردن دختران داشته است؟ پیامبر و ائمه هدی (علیهم السلام ) تمامی آداب و سنن اقوام و قبائل را که خلاف شرع و عقل نبود مباح می دانستند.
  اما " چهارشنبه سوری " که از میراث فرهنگی و آداب شاد ایرانیان است، ( البته تقسیم هفته از اعراب به ایران آمده است) ایرانیان در 5 روز مانده پایان سال ( خمسه مسترقه ) چنین رسمی داشتند، اصل آداب و رسوم است، به چه نامی و زبانی اهمیت ندارد.
  اولاً : مراسم عبادی و سنتی ایرانیان اکثراً بصورت جشن و سو ر بوده و این نماد فرهنگ شاد و پر نشاط ایرانیان است.

  ثانیا : آتش به عنوان یگانه عنصر از عناصر چهار گانه که هرگز آلوده نمی شود، نماد پاکی و نفی آلودگی و پلیدی است.

  ثالثاً : در پایان سرمای زمستان نمادی از حرارت و گرمی در میان قوم و خویش و همسایگان است.

  رابعاً : در ظلمات شب نوری است که نمادی از جلوه پروردگار یکتا - اهورامزدا - است، همان گونه که در طور برموسی تجلی کرد و موسی فرمود :" انی انست نارا " نه این که آتشی می بینم، آتشی که به من امید و گرما و نور می بخشد، آتشی که به آن انس دارم.

  خامساً : همه از خانه های تنهایی خود بیرون می آیند، جمع می شوند ( ید الله مع الجماعه ) و حول آتشی که جلوه ای از تجلیات رحمانی است به جشن و سرور می پردازند، و تسبیح حق تعالی همین شادی دلهاست.

  سادساً : دراین همایش عرفانی سوای از فریضه صله رحم، و دیدار بدون تکلف اقربا و همسایگان، موجبات آشنایی و پیوند های جدید خانوادگی فراهم می آید.

  سابعاً : سرودی می خوانند که " زردی من از تو، سرخی تو از من " و شاه بیت مخالفان این است که از آتش طلب سرخی می کنند و شرک است، حتی احمقانه است! باید پاسخ داد : از آتش چیزی نمی خواهند، از حق جل و علا که این آتش نمادی از پاکی و عشق و آیتی از عظمت و قدرت اوست طلب سرخ رویی و حرارت دل دارند، سردی و زردی را کنار آن می زدایند و دل های مرده را به شعله عشق زنده می کنند. هر چه می خواهند از خدا می خواهند، نه از آتش. lمگر ما در طواف کعبه که دعا می خوانیم از کعبه چیزی می خواهیم؟ حتماً باید خدای را غمناک خواند؟ هر چند اشک نیز تسلی دل و شستشوی روح است، لیکن آتش نیز حرارت و شور و شوق است، اگربجای مخالفت با این آیین زیبا و سنت باستانی با آن همراه می شدیم، می توانستیم از آن یک سماع عرفانی بسازیم و امروز چهره ما نیز از گرمی آتش الهی برافروخته و سرخ بود و چنین زار و رنجور نبودیم.
   آقایان علما با چه می جنگید؟  کجای این کار حرمت شرعی دارد؟  شادی و شور و نشاط حرام است؟  آتش افروزی حرام است؟ گرم کردن محفل مومنان حرام است؟ صله رحم و تالیف قلوب همسایگان حرام است؟!
  این آداب ریشه در اخلاق، منش و خرد نیاکان ما دارد، در تمامی آن ها ضمن شادی، نشاط، سرزندگی واعتقاد به پروردگار یکتا، امید به زندگی و نبرد با اهریمن و بد سگالان نهفته است.  " آتش افروزی"، " کوزه شکنی"، " فالگوش نشینی"،"قاشق زنی"، " آجیل چهارشنبه سوری"، " حاجی فیروز و عمو نوروز" و" سیزده بدر" هیچ تعارضی با احکام اسلام ندارد.
  خرده نگیرید که ممکن است در این مراسم رعایت ظواهر شرعی نشود، این مسئله ثانویه است و در عاشورای حسین(علیه السلام) هم برخی رعایت ظواهر شرعی را نمی کنند، ممکن است بعضی خطایی کرده و یا افراد معلوم الحال به اعمال خلاف عفت و ادب دست بزنند تا فیلم گرفته و بلوایی جدید بپا کنند، مثل ماجرای " حسین پارتی" و " کارناوال عاشورا" ، بر مردم است که هوشیار باشند و بهانه ای به دست کوته نظران ندهند..
  می گویند: این رسم " آتش پرستی " است، این سخن به همان اندازه گزاف است که وهابیت ما را " بت پرست" می خواند! و مهر نماز ما را " بت " می نامد! یا دیگران ما را بت پرست و " کعبه" این خانه مقدس را بت مسلمین می خوانند! کدام زرتشتی را می شناسید که آتش را پرستش کند، اگر توجه به آتش دارند، به عنوان مظهر پاکی و نماد تجلی خدای یکتا - اهورامزدا - است، ما مفتخریم که هزاران سال قبل از اسلام یکتاپرست بوده ایم و با ظهور اسلام با آغوش باز آنرا پذیرفتیم.
  از وارثان بزرگترین تمدن بشری می خواهم که چهارشنبه سوری امسال را با شکوهتر از همیشه بپا داشته و اهریمن جهل و ظلمت و تاریکی را در زبانه آتش اهورایی بسوزانند و دلهای سرما زده ما را به حرارت آتش یزدان گرم کنند و پلیدی را به پاکی آتش بزدایند، پیروز و پاینده باشید

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

رشیدپور:نمی‌دانستم گریه کردن برای روح‌الامینی هم مجوز می‌خواهد

رضا رشیدپور مجری برنامه های تلویزیونی و رادیویی که عصر روز چهارشنبه مجری برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران بود، به خبر منتشر شده برخی سایتها در روز پنج شنبه با عنوان ” بزن برقص مختلط انجمن اسلامی دانشگاه تهران ” واکنش نشان داد .

رشید پور در وبلاگ شخصی اش با بیان اینکه «عجب روزگاری شده… یک سایت اینترنتی که در چند روز اخیر دامن این وبلاگ ناچیز بنده را گرفته و رها نمی کند خبری را منتشر کرده که باعث حیرت و تاسف من شد » ، نوشت :

این دوستان جوان و نازنین نوشته اند که بنده اجرای یک مراسم رقاصی در دانشگاه تهران را بر عهده داشته ام که در آن برنامه هنجار شکنی شده و آسمان به زمین آمده و منکرات شده و سبز بوده و از این حرفها … هرچند که ساختن چنین خبری در واکنش به پست اخیر بنده صورت گرفته و این خود گواه عصبانیت تهیه کنندگان این سناریو است اما به پاس حرمت افکار عمومی این نکات را یاد آوری می کنم.

رشیدپور برگزاری این برنامه را با مجوز رسمی مسئولان محترم دانشگاه تهران وبا حضور مقامات رسمی دانشکده ی داروسازی عنوان کرد و گفت : برنامه ای که در آن چهارده صلوات نذر ارواح مطهر شهدا شده وپایان آن دعای تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر (ع) بوده چگونه می تواند مراسم فتنه باشد ؟

وی همچنین به نکات دیگری را هم در پاسخ مطرح کرده که بدین قرار است :

- اگر پخش ترانه های مجوز دار از احسان خواجه امیری و محمد اصفهانی مصداق رقص و فتنه است لطفا مراتب را به وزارت محترم ارشاد گوشزد فرمایید که از این پس به این هنرمند ها مجوز کاست ندهد.

- چگونه در مراسمی که با نظارت نزدیک به بیست نفر از عزیزان حراست برگزار شده دختر ها و پسرها دست هم را گرفته اند و آب از آب تکان نخورده ؟

- همانگونه که استحضار دارید رنگ بهار سبز است و چون این خیریه برای بهار برگزار شده بود مجری برنامه نمی توانست که به هنگام خواندن متون ادبی و احساسی اعلام کند که تا چند روز دیگر طبیعت به رنگ بنفش در خواهد آمد.

- فرموده اید که من در آن برنامه گریه کرده ام و اتفاقا این یک مورد را راست می گویید . اما اصلا نمی دانستم هنگامی که دکترروح الامینی از نبود پسرش در آستانه عید بغض می کند برای شکستن دلم و چند قطره اشک باید پیشاپیش از شما مجوز می گرفتم .

رشیدپور در خاتمه عنوان کرده در صورت نیاز فیلم کامل این مراسم را منتشر می کند


 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

هاشمی‌رفسنجانی:صدا و سیما با عملکرد باندی رسانه ملی نیست

وقتی آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی سخن می‌گوید، گویی «تاریخ شفاهی نهضت و نظام» رشته کلام به دست می‌گیرد و از این سبب است که «همزمان» افکار عمومی کشور، کشورهای منطقه و مجامع بین‌المللی، «کنجکاوانه» هر کلام موثقی از ایشان را به سرعت مورد «مداقه» قرار داده و بدان استناد می‌کنند و از برای چنین اهمیتی است که مهم‌ترین راهبرد رسانه‌ای «مخالفان» دیدگاههای مشفقانه و مصلحانه «آیت‌الله» ، همواره تمامی مساعی خود را به کار گرفته‌اندتا با تولید وانتشار «اخبار نقل قولی» ،غباربرپا نموده و افکار عمومی را با «تشتت و پریشانی مقطعی» در دریافت و درک اندیشه‌های «آیت‌الله اکبر‌هاشمی‌رفسنجانی» روبرو نمایند که البته تاریخ «نهضت و نظام» و ماندگاری کم‌نظیر این «مجتهد سیاسی» در میانه میدان سیاسی نظام مقدس جمهوری‌اسلامی گواهی بارز بر ناکارآمدی تلاش چند دهه‌ای مخالفان اندیشه سیاسی اوست.

به گزارش  پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با بیان این مقدمه خبر از مصاحبه‌ای مهم و مشروح به مناسبت سی و یکمین سالروز همه پرسی تاریخی «جمهوری اسلامی» داده و یادآور شده که رئیس مجلس خبرگان رهبری به برخی از مسائل روز نیز پرداخته که ۷ توصیه نیز از سوی حضرت رئیس مجمع تشخیص‌مصلحت‌نظام ‌خطاب به اقشار مختلف اجتماعی و دستگاههای اجرایی و رسانه‌ها به مدت ۷ روز منتشر خواهد شد.

دو توصیه روز گذشته و امروز در این پایگاه منتشر شده که بدین شرح است:

توصیه حضرت عالی برای بخش وسیعی از جوانان و دانشجویان کشور که اصطلاحاً معترض خوانده‌شدند و همچنین به خانواده‌های آنها چیست؟

دانشجویان قشر بسیار بزرگ و ارزشمند جامعه هستند که آینده مدیریت جامعه در اختیار آنها است و توسعه و اداره کشور معمولاً به دست این گروه فارغ‌التحصیلان می‌رسد. ما از آنها تقاضا داریم که این موقعیت کنونی را خوب ارزیابی کنند. آنها صاحب نظر هستند و می‌توانند ارزیابی کنند. جمهوری اسلامی علی‌رغم آن شورشها و جنگ طولانی و تحریمها و اذیتهایی که از استکبار و نفاق دید. توانسته تا به حال ایران را با گامهای بلندی جلو ببرد. این سرمایه و میراث متعلق به مردم است. آنها باید تلاش کنند و اگر اشکالی می‌بینند آن را مطرح کنند و اگر مایل به انجام اصلاحاتی هستند باید منطقی مطرح کنند.

من هرگز از آنها نمی‌خواهم ساکت باشند. باید حرفشان را بزنند ولی ما باید به‌گونه‌ای صحبت کنیم که دشمنان خارجی و استکبار که در کمین ما هستند سوء‌استفاده نکنند، یا بهانه‌ای به دست کسانی که در داخل هستند و می‌خواهند فضا را امنیتی کنند ندهیم. باید فضا منطقی و عقلانی باشد. فکر می‌کنم در فضای منطقی افرادی که حرف خوب دارند -و دانشجویان می‌توانند از آنها باشند- نهایتاً موفق می‌شوند.

اگر به صدا و سیما توصیه‌ای دارید بفرمائید

صدا و سیما اگر بخواهد موفق باشد ، باید سرلوحه کارش این باشد که ملی باشد.یعنی نگاهش به همه مردم باشد و به منافع کل نگاه کند. این نقطه ضعف صدا و سیماست اگرخدایی نکرده باندی شود و برای یک باند بخواهد کار کند. در این صورت اعتماد مردم را از خود سلب می‌کند اگرچه در یک بخشی از جامعه ممکن است طرفدارانی پیدا کند. این عملکرد رسالت صدا و سیمایی که اصل اسمش رسانه ملی است، نیست


 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

حکایات شیخ اصلاحات و مریدان...! بگم ...؟! بگم...؟!

شیخ را گفتند « رییس گمرک گفته تنها ۱۲ درصد کالاهای کشور وارداتی است! »

شیخ فرمود : راست گفته.

مریدان در شگفت شدی و یک صدا گفتندی: راست گفته...؟

شیخ فرمود راست گفته تنها ۱۲ درصد وارداتی است ؛ بقیه چینی است...!

و مریدان از پاسخ شیخ در شگفت شدندی...!

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

کنتور

آورده اند به شیخ ما گفتند : پادشاه در کنفرانس خبری گفته است در دولت ما کمتر از قبل روزنامه ها توقیف شدندی.

شیخ انگشت خود را بلند کرد و به کنتور اشارت نمود.

مریدی از جمع برخاست و گفت :

یا شیخ مرا آگاه کن که باز مانده ام از فهم این اشارت!

شیخ فرمود :

دروغ است دیگر ، کنتور که نمی اندازد...!

از این پاسخ شیخ حالتی برفتی و مردیدان  نعره ها کشیدندی...!

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

ژنرال پت رااوس فرمانده نظامیان آمریکا در خاور میانه دولت ایران را دولت اوباش خواند.

 دوستان؟درمجلس هم کم نیاوردند و گفتند : هو !! درست حرف بزن . دولت خودتون اوباشه . .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

از روزنامه اعتماد *** در باب فجایع کوی دانشگاه ***


در شبی سرد و زمستانی در حالی که باران شدیدی می بارید خاله پیرزن نشسته بود پای تلویزیون و داشت یک فیلمی را که در آن یک عده انسان به شدت غیور و سفت(،) وارد یک خوابگاهی می شدند تماشا می کرد.

در آنجا می دید که عده یی جهت تعلیم و تربیت بهینه تعدادی محصل دانشگاه از ابزار پیشرفته و نوع امروزی ترکه آلبالو استفاده می کردند و در نهایت فیلم نشان می داد انصافاً چوب همیشه تره/ هر کی نخوره خره، و چنان این اقدام مفید و انسانی سریعاً جواب می داد که می شد آثار تربیت شدن این افراد را به وضوح در نواحی مختلف بدن تماشا کرد،

در همین حین یکی به خاله پیرزن تلفن کرد. او گفت؛ الان دارم فلان فیلم را می بینم، بعداً زنگ بزن. کسی هم که پشت خط بود گفت؛ ای شیطون یوتل ست می گیری؟ و خاله پیرزن گوشی را گذاشت. بلافاصله صدای در به گوش رسید. سعیدی از مسوولان سپاه پشت در بود. آمد داخل و گفت؛ «دشمن از راه دموکراسی می خواست به اهدافش برسد.»

خاله پیرزن هم گفت؛ البته کور خوانده بودند و شما عزیزان از طریق زدن فک دموکراسی راه رسیدن به اهداف شان را کاملاً مسدود کردید. ننه جان هر چه بلا و مصیبت است از دست این دموکراسی است و شکر خدا که شما دیگر چیزی برای این مقوله قبیحه باقی نگذاشته اید و عنقریب است که باقی مانده آن را هم ریشه کن کنید. سعیدی ننه جان، تو و دوستانت اگر همین صورت ظاهر این عمل ناشایست و بی ناموسی را هم بالکل از بیخ ببرید دیگر همه چیز رو به راه می شود.

همین طور که خاله پیرزن راهکارهای ریشه کن کردن دموکراسی را به سعیدی یاد می داد صدای در در فضای خانه کوچک پیچید و وقتی خاله پیرزن پرسید کیه؟ جواب شنید؛ من مهدی کروبی هستم. خاله پیرزن در را که باز کرد گفت؛ ننه جان حال علی تان بهتر شد؟ کبودی ها رفت؟ حالا چه خبر؟ کروبی هم گفت؛ من دو تا درخواست داشتم.

اول اینکه یک میدان در شهر را به ما بدهند تجمع کنیم. امنیت راهپیمایی هم با خودمان تا معلوم شود چقدر مردم می آیند. عرض دوم ام هم این است که اگر امکان دارد رفراندوم برگزار کنید.

خاله پیرزن چشم هایش را جمع کرد تا با دقت بیشتری به چهره کروبی نگاه کند. بعد پرسید؛ ننه جان شما مثل اینکه در وقایع پس از انتخابات و بعد از خوردن گاز اشک آور و باتوم خیلی بهت خوش گذشته، یعنی تا علی تان را به کشتن ندهی ول کن نیستی نه؟ خوبی ننه کلاً؟، باشه ننه من الان زنگ می زنم میگم. فکر کنم تا فردا بعدازظهر رفراندوم برگزار کنن، برو یه گوشه بشین خشک شی فعلاً،

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

جنبش سبز به پیروزی است

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

نامه سرگشاده دکتر محمد تقی کروبی به صادق لاریجانی

باسمه تعالی

برادر گرامی آیت الله صادق لاریجانی آملی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

همانطور که احتمالا در جریان هستید جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ پاسپورت اینجانب در حالیکه از سوی مقامات قضائی ممنوع الخروج نشده بودم و از گیت نیروی انتظامی عبور کردم، توسط نیروهای لباس شخصی احتمالا مرتبط با دستگاه های امنیتی بدون هیچ توضیحی و بطور غیر قانونی توقیف و از خروجم از کشور ممانعت بعمل آمد. در این مورد خاص به احترام هزینه های سنگینی که سایر مردم عزیزمان در این مدت پرداختند قصد نگارش نداشتم لیکن وقاحت و هتاکی برخی از سایت های وابسته به جریانی از قدرت که در کمال امنیت و آرامش مدعی شدند که سفر اینجانب به انگلستان مرتبط با حوادث اخیر است و برای گرفتن دستور به لندن می رفتم، مرا برآن داشت توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی ارائه و از شما بخواهم اجازه ندهید بیش از این مقامات امنیتی بجای دستگاه قضایی تصمیم گیری کنند. لذا پیش از ورود به موضوع و برای جلوگیری از قلب واقعیت مجبور به نگارش و بازگو کردن دلائل سفر و بخشی از آنچه در خلال جنگ با خدا معامله کرده و با افتخار برای کشورم ایران عزیز هزینه کردم، هستم. متاسفانه فرهنگ دروغ و تهمت از سوی کسانیکه حاضر به تمکین از قانون و به رسمیت شناختن حقوق ملت نیستند در حال نهادینه شدن است و از این گذر نه تنها علیه آقایان کروبی ، موسوی و خاتمی هر نوع اتهام، دروغ و هتاکی مباح شده بلکه جنابعالی و برادر محترمتان نیز مشمول آن شدید. سعدی شیرازی به زیبائی می فرماید:      

اگر جفت گردد زبان با دروغ    نگیرد ز بخت سپهری فروغ

صادقانه بگویم بیم آن دارم که این مدعیان مسئله دار که با ارتزاق از بیت المال در سایت ها و روزنامه های زرد خود در کنار فحاشی به ساحت مرجعیت و یاران اصیل امام، برای تسویه با پدرم که سخنانی متقن در باب انتخابات و حوادث پس از آن دارد، در آینده نزدیک مدعی شوند که محمد تقی عامل ام آی ۶ و یا سی آی ای  است و نه در شلمچه و فکه بلکه در سواحل مدیترانه در حالیکه حمام آفتاب گرفته بود، سلامت خود را از دست داده است. امیدوارم با تاسی به این آیه شریفه لا تلبسو الحق بالباطل و تکتمو الحق و انتم تعلمون این جماعت جنگ طلب جنگ ندیده، انقلابی انقلاب نکرده، خط امامی امام ندیده و نشناخته و مسلمان اسلام نفهمیده مصداق لا یهدی القوم الضالمین نگردند وخداوند آنان را به راه راست هدایت کند.

و اما سابقه من و برادرم حسین. به لحاظ اقتضای سنی من و حسین از پشت میز تحصیل همگام با فرزندان این سرزمین از دوره نوجوانی به جبهه های جنگ در جنوب و کردستان رفتیم و بر خلاف فرزندان بسیاری از مسئولین که تحت الحفظ و برای گرفتن عکس یادگاری به قرارگاه های پشت جبهه می آمدند ، نیروی عملیانی بودیم. در یکی از عملیات ها که منجر به قطع پای راست، مجروحیت شدید چشم و گوش راستم گردید پس از ۱۸ ساعت به پشت جبهه انتقال پیدا کردم و برای آنکه شاهد تبعیض میان خود و سایر مجروحین نباشم، ارتباط خود با نماینده امام ونائب رئیس مجلس وقت را انکار کردم. بر این باور بودیم که آنچه پدر برای تشویق فرزندان مردم به حضور در جبهه ها می گوید برای خانواده اش نیز هست لذا بعد از بهبودی مجددا توفیق بازگشت به جبهه را یافتم اگرچه دیگر توان یک نیروی عملیاتی در من وجود نداشت. بدون شک هزینه ای که من به امر امام (ره) مرجع و مرادم برای این کشور و انقلاب پرداخته ام در مقابل ایثار و رشادت های سایر رزمندگان و مردم عزیز ایران ناچیز است اما نه در مقابل این مدعیان دروغین انقلاب و اسلام که این روزها نمک را با روغن می خورند و نمکدان می شکنند. بعد از جنگ تحمیلی به تحصیل ادامه دادم و مدرک لیسانس حقوق قضائی ام را از دانشگاه تهران اخذ نمودم. در دورانی که برخی از افراد پنجه بر اقتصاد کشور انداختند برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و دوره کارشناسی ارشد و دکتری حقوق بین الملل را در آن دیار به پایان بردم. رساله دکتری ام را به شهدای بزرگ این کشور هدیه کردم و به برکت نام آنان محتوای آن رساله مورد توجه محافل آکادمیک قرار گرفت. در سال ۱۳۸۰ به کشور بازگشتم واز آن تاریخ تاکنون به فعالیت های آکادمیک اعم از تحقیق و تدریس در ایران و انگلستان ادامه دادم. در سال ۲۰۰۴ میلادی پس از چاپ کتابی در باب استفاده از قوای قهریه در حقوق بین الملل بعنوان یک ایرانی به عضویت جامعه مولفین حقوقی انگستان در آمدم. این کتاب حقوقی درکتاب فروشی های معتبر اروپا و آمریکا از جمله آموزن به قیمت ۱۳۰ دلار به فروش رسیده و می رسد.۱ در این سفر علاوه بر تکمیل کتابی دیگر در حقوق بین الملل به زبان انگلیسی بنا داشتم اثر اولم را برای چاپ مجدد به روز کنم که مقامات امنیتی با اقدام خود مانع این کار علمی شدند. پرواضح است مدارک دکتری ام نه مانند برخی از مدیران جعلی است و نه از جنس مدرک انانی است که در هنگام داشتن مسئولیت اجرائی توسط دانشگاه های مادر کشور و بدون هیچ گونه زحمتی صادر گردیده است.

 در انگلیس فردی ناشناخته بودم که تنها معیار های علمی مبنای صدور مدرکم بوده است. در دوران سازندگی و اصلاحات از هیچ امتیاز اقتصادی، سیاسی و مالی استفاده نکرده و در هیچ پست و مسئولیتی جز کار تدریس و مشاوره حقوق بین المللی قرار نگرفتم. اینکه سایت های وابسته با ذهن بیمار و آلوده به دلار های نفتی مردم این سرزمین محروم، ادعا کردند که رفتن من به انگلستان ارتباط با حوادث اخیر دارد و برای گرفتن دستور به آنجا می روم، طبیعی است این  سوال در ذهن هر فرد عاقلی مطرح شود که اگر رفتن یک مدرس و محقق دانشگاهی به انگلستان که از سال ۱۹۹۶ تاکنون بطور مکرر انجام می گرفته برای گرفتن دستور است، پس چگونه می توان به توجیه حضور واعزام صدها نفر در مرکز اسلامی لندن ، شبکه پرس تی وی،  شرکت ها و سایر موسسات اقتصادی و فرهنگی وابسته به دولت و حاکمیت با حقوق های کلان  پوندی از جیب ملت ایران پرداخت. آیا این اتهام تنها متوجه اینجانب است که هزینه سفرم از بیت المال تامین نمی شود و فقط بر اساس توان علمی ام به آنجا می روم؟ اگر صرف حضور در لندن موجب اتهام است پس چگونه افسار اجرای انتخابات دهم ریاست جمهوری با این همه اما و اگر را به دست فردی بود که از دوره جوانی در آن دیاربوده؟ البته اصل بر برائت است و حقیر بر خلاف رفتار غیر شرعی، قانونی و اخلاقی این مدعیان هیچکس را متهم نمی کنم و طرح این موضوع و سوال تنها در مقام آشکار کردن ضعف چنین استدلال هائی است. سخن در این باب بسیار است که اگر لازم باشد به آن خواهم پرداخت.

آیت اله لاریجانی

در پایان اینجانب به عنوان یک معلم و محقق حقوق از شما سوال می کنم که جایگاه گرو کشی در سیستم حقوقی ما کجاست؟ این روزها ما شاهد گروکشی به روش دوران جاهلیت هستیم که بشر امروز حتی در دور افتاده ترین مناطق دنیا قرن هاست از آن عبور کرده است. اگر عده ای با روش  آقای کروبی موافق نیستند چرا پاسپورت من و برادرم حسین را می گیرند و بر خلاف قوانین و مقررات و تعهدات حقوقی کشور به میثاق های بین المللی عمل می کنند و استقلال دستگاه قضائی را به چالش می کشند. چرا برادرم علی در راهپیمائی ۲۲ بهمن توسط نیروی انتظامی دستگیر می شود و تا سرحد مرگ در مکانی مقدس و سپس در یکی از مقرهای  نیروی انتظامی شکنجه می گردد؟ چرا مقامات قضائی به جای انجام وظائف قانونی خود به انکار کلی آن حادثه تلخ پرداختند. این معلم حقوق که سیر قهقرائی سیستم قضائی و مخدوش شدن استقلال دستگاه قضائی را شاهد است از شما مصرانه می خواهد به وضعیت نگران کننده سیستم حقوقی کشور برسید و اجازه ندهید قانون و حقوق ملت زیر پا له شود و عده ای در کمال امنیت به ایراد اتهام های واهی و تشویش اذهان عمومی و ایجاد فضای بی اعتمادی میان مردم بپردازند.

توفیق و سلامت شما را در احیا و احقاق بخشی از حقوق فراموش شده ملت از ایزد یکتا مسئلت می نمایم.

محمد تقی کروبی

۱۸ اسفند ۱۳۸۸

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()

مهندس موسوی در پاسخ به سؤالی دربارۀ چهارشنبه سوری گفتند:

مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن آنکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصاً توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلاً هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامۀ هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و آزار مردم شود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.


 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط:    |    | نظرات()
:: MLAS :: ام لاس

میر حسین موسوی جنبش راه سبز


SongCode.blogfa