اعتراض باقی است
یک ایستگاه مانده بود که برسیم ، از جایمان برخاستیم و جلوی در منتظر باز شدن درب ترن بودیم که چشمم به راهنمای ایستگاه ها که بالای در بود افتاد، ایستگاه آخر کهریزک. ناخودآگاه گفتم ظلم پایدار نخواهد بود .چند نفری که کنار من بودند همه می دانستند که منظورم چیست و هر کدام به طریقی نارضایتی خود را بیان کردند، گفتم ایستگاه حرم آخریشه ؟ پیرمرد گفت بله مگر در مواقع ااضطراری که تا کهریزک هم میره. و خندید. خلاصه از قطه ها که می گذشتیم
تقریبا بر سر بیشتر مزارها بستگانشان بودند. کم کم نزدیک شدیم از دور ابزار سرکوب را میدیدیم چغدر نیرو آورده بودند.از چه میترسند از یک جسم بی جان که شاید آنهم نمانده باشد. یا از اتحاد من و تو ؟ چند نفر با لباس شخصی و عینک دودی بر خاک ندا ایستاده بودند و دو نفر هم با ماسک بر چهره از کسانیکه در قطعه 257 بودند فیلم برداری می کردند. و در کنارشان صدها نفر از نیروی انتظامی و لباس شخصی ها . از دور برایش فاتحه فرستادیم تا روحش را آن از خدا بیخبران آزار ندهند، ولی این نکته یادم افتاد ،اوکه نیاز به فاتحه ما نداشت .چون شهدا عند ربهم یرزقونند و اول آنها یاد ما کرده اند تا ما به یادشان بیوفتیم .چون آنان هیچ وقت مد یون ما نخواهند شد ... راهشان پر رهرو باد.
تبلیغات





مدیر وبلاگ : 