هیچ وقت حوصله نمیکردم حرف هایت را گوش کنم ! حتی همان روز در موزه ی عبرت !
آنقدر از لیبرالیسم و اومانیسم و نیهیلیسم و .. میگفتی که خسته میشدم !
خیلی حس روشنفکری دینی داشتی !
لباس روحانیت هم نپوشیدی شاید که روشنفکرتر بمانی ! یا مثلا شریعتی دوم شوی به خیالت !
این بار اما خیلی اتفاقی شنیدم حرفهایت را ، و میخکوب شدم پای تلویزیون !
نه از زیبایی کلام یا از شیوایی سخنت !
که از زشت ترین کلماتی که بر زبان می راندی مثلا به دشمنانت ! به گنجی ، مهاجرانی و ...
مدافع حقوق بشر نیستم ! سخنگوی لیبرال های چپ هم به قولت نیستم .
اما مرز دین و بی دینی را خوب می شناسم سخنران بی دین !
حدیث شناس هم نیستم اما آن همه حدیث که از هم کیشانت می شنیدم را هم خوب حفظم .
صدایت را بلند کرده بودی توی آن سالن بین اساتید دانشگاه امام حسین به گمانم ، و فریاد می زدی ای مردک !
و من فکر میکردم باز هم مثلا زرنگی میکنی و نام نمی بری ! که نام بردی ...
و من جا نخوردم از شیرین زبانی ات که بعدش مردک را گنجی خطاب کردی !
و بعدش او را ، آن لات چاله میدون !!!
فقط یک لحظه یادم آمد همان گنجی یک روز تندتر از تو بود ! و خودش جایی میگفت آن همه شکنجه در
زندانهای جمهوری اسلامی شاید تاوان آن جلادی هایم است که وظیفه ام بود در گروه فشار !
تعجب نکردم وقتی ناسزا میگفتی به مهاجرانی و کدیور و ... ! دیگر این روزها بار اولم هم نبود که آن کلمات را از تلویزیون می شنیدم !
معنی بعضی فحش هایت را نمیدانستم !
داشتم فکر میکردم کاش آنها هم تریبونی برای دفاع از خود داشتند ! یا آن قشر حمایت کننده شان ! یا همان ها که قبولشان دارند !
تا اینکه گفتی : تا زمانی که خر سوار باشه خر هم هست !
این بار هم شوکه نشدم ! چون از زبان تو و امثال تو اگر غیر از این را بشنوم باید تعجب کنم !
و جالب تر آنجا بود که یک عده در برابرت نشسته بودند و سر تکان میدادند در تایید حرفهایت ( شما بخوانید فحش هایت !)
و آنان اگر براستی در مکتب حسین چیزی آموخته بودند باید آنجا را ترک میکردند !
و من مانده بودم که خدایا ! این کجای اسلام است !؟
و آیا تو نماینده ی من ِ مسلمانی آقا !؟
و آیا تو می خواهی جوانان را جذب دین پیامبر مهربان و خوش زبان اسلام کنی ؟
و تو می خواهی ژست روشنفکری دینی بگیری و با آن واژه های سخیف و سبک نسل من را روشن تر کنی و اسلامی تر ؟!
آقای رحیم پور ازغدی !
شما مسلمانید !؟
پس چطور نشنیدی آنجا که معصوم علیهم السلام می فرماید یکدیگر را با القاب زشت نخوانید اگر ایمان دارید !حتی دشمنانتان را !!!
چطور نشنیدی که پیامبر عزیزمان، علی (ع) و یاران را بر حذر میدارد که حتی به دشمن ناسزا بگویند !؟
چطور قرآن را تفسیر میکنی اما نخواندی آنجا که خداوند می فرماید :
یا ایهالذین آمنوا قولو قولا سدیدا !
یا ایهالذین آمنوا لا تنابزوا بالالقاب !
یا ایهالذین آمنوا لا یغتب بعضکم بعضا !
یا ایهالذین آمنوا لایسخر قوم من قوم !
تو مفسر کدام قرآنی ؟
قرآن ما که اهانت به مشرکان را منع و حرام میکند و میگوید "لاتسبوالذین یدعون من دون الله " !
و تو شیعه ی کدام علی هستی ؟
علی ِ مذهب ما که کارگزارانش را نهی میکند که مبادا جان و مال اقلیت های مذهبی و حتی مشرکین از
دست مسلمانان در امان نباشد !
آن وقت تو می خندی و می تازی به گروهی بقول خودت نفهم و لات و بی سر و پا ؟؟!
که اینان اگر هم از دین بریدند مسئولش امثال تو هستند سخنران بد دهان !
و من به خدا پناه می برم از شرّ مسلمانانی که از مسلمانی تنها نامی یدک می کشند !
و از ادب هیچ ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 اسفند 1388 | توسط:
| |
نظرات()